معنی راهنما

راهنما
معادل ابجد

راهنما در معادل ابجد

راهنما
  • 297
حل جدول

راهنما در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

راهنما در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • امام، بلد، پیشوا، دلیل، راهبر، رهبر، رهنما، مربی، هادی، دفترچه‌راهنما. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

راهنما در فرهنگ معین

  • پیشوا، هادی، بلد، بلد راه، کسی که مسیر را می داند. [خوانش: (نَ) (ص فا. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

راهنما در لغت نامه دهخدا

  • راهنما. [ن ُ / ن ِ / ن َ] (نف مرکب) رهنما. نشان دهنده ٔ راه که بعربی دلیل گویند. (از شعوری ج 2 ورق 2). هادی و نماینده ٔ راه. (آنندراج). کسی که راه نشان میدهد. (فرهنگ نظام). دلیل و هادی و کسی که شخصی را به راهی هدایت کند و طریق وصول به امری را به او بنماید و براستا نیز گویند. (ناظم الاطباء). بلد. (یادداشت مؤلف). بلد راه. قلاووز. بدرقه. خفیر:
    جز سایه درین راه کسی همره ما نیست
    خضری بجز از نقش قدم راهنما نیست.
    طبعی (از شعوری). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

راهنما در فرهنگ عمید

  • کسی که راهی را به دیگری نشان می‌دهد و او را راهنمایی می‌کند، راه‌نماینده، رهبر، پیشوا،
    نقشه یا هر چیز دیگر که کسی از روی آن راه و مقصد خود را پیدا می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

راهنما در فارسی به انگلیسی

  • Guide, Key, Leading, Manual, Mark, Rubric
فارسی به ترکی

راهنما در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

راهنما در فارسی به عربی

  • اساس، توجیه، دلیل، زعیم، مستشار، معلم، منظم القلب
فرهنگ فارسی هوشیار

راهنما در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نشان دهنده راه، هادی، بلد راه
فارسی به ایتالیایی

راهنما در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

راهنما در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

راهنما در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید