معنی رانج

رانج
معادل ابجد

رانج در معادل ابجد

رانج
  • 254
حل جدول

رانج در حل جدول

لغت نامه دهخدا

رانج در لغت نامه دهخدا

  • رانج. [ن ِ] (ع اِ) خرماییست سیاه، نرم و تابان. (ازاقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از آنندراج). خرمای املس. (یادداشت مؤلف). یکنوع خرمایی تابان سیاه. (ناظم الاطباء). || جوز هندی. (از اقرب الموارد). جوز هندی، یعنی چارمغز که بهندی اخروت است. (منتهی الارب) (آنندراج). نارگیل است که آنرا جوز هندی گویند. (برهان). جوز هندی که نارجیل نامند. (رشیدی). نارگیل. (داود ضریر انطاکی ص 170) (از شعوری ج 2ورق 3). جوز هندی. (المعرب جوالیقی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

رانج در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نارگیل، گوز هندی چار مغز از گیاهان (اسم) نارگیل نارجیل.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید