معنی راست

راست
معادل ابجد

راست در معادل ابجد

راست
  • 661
حل جدول

راست در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

راست در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • حق، درست، صائب، صحیح، صدق، صواب، سهی، شق، مستقیم، مستوی، یمین، امین، صدیق،
    (متضاد) غلط، نادرست، ناراست، کج، ناصاف، یسار، نادرست،
    (متضاد) ناراست. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

راست در فرهنگ معین

  • (ص. ) بی انحراف، مستقیم، سالم، بی عیب، صواب، درست، (ق. ) درست، دقیقاً، (اِ. ) مقابل چپ، (اِ. ) اصطلاحی است سیاسی که به افراد محافظه کار مخالف با هرگونه دگرگونی و تحولات انقلابی اطلاق می شود این اصطلاح ب رگرفته از ا. توضیح بیشتر ...
  • پنجگاه (پَ) (اِمر. ) یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است و آن از لحاظ مقام با ماهور اختلافی ندارد. معمولاً راست پنجگاه را در تار در مایه «وفا» و در ویولن در مایه «سل » یا «لا» می نوازند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

راست در لغت نامه دهخدا

  • راست. (ص) مستقیم. بی انحراف. بی اعوجاج. (ناظم الاطباء). مقابل کج. (آنندراج) (برهان) (ناظم الاطباء):
    راهی کو راست است بگزین ای دوست
    دور شو از راه بی کرانه و ترفنج.
    رودکی.
    منش باید از مرد چون سرو راست
    اگر برز و بالا ندارد رواست.
    ابوشکور.
    تیز بودیم و کندگونه شدیم
    راست بودیم و باشگونه شدیم.
    کسائی.
    ز سوی خزر نای رویین بخاست
    همی گرد برشد بخورشید راست.
    فردوسی.
    زمین و آسمان بهر تو آراست
    از این برخاستی با قامت راست. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

راست در فرهنگ عمید

  • [مقابلِ کج] بی‌پیچ‌وخم، مستقیم: خط راست،
    [مقابلِ دروغ] آنچه درست و برحق باشد،
    دارای رفتار درست: آدم راست و درست،
    (سیاسی) [مجاز] محافظه‌کار، راستگرا،
    [مقابلِ چپ] ویژگی جهتی که در صورت ایستادن رو به شمال، در مشرق، و در صورت ایستادن رو به جنوب، در مغرب قرار دارد،
    واقع در طرف راست: مغازه‌های سمت راست خیابان،
    (اسم) (موسیقی) در ردیف‌های آوازی، گوشه‌ای در دستگاه راست‌پنجگاه،
    (قید) [قدیمی] عیناً، درست، به‌عینه: ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر / راست چون عارض گلبوی عرق‌کردۀ یار (سعدی۲: ۶۴۶)،
    [قدیمی] برابر، یکسان، یک‌اندازه،
    [قدیمی] درست،
    ۱۱. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

راست در فارسی به انگلیسی

  • Direct, Erect, Genuine, Immediate, Just, Square, Straight, Straightforward, Tall, True, Upright, Ortho-, Perpendicular, Plumb, Sooth, Truthful, Unbowed, Upstanding. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

راست در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

راست در فارسی به عربی

  • بسیط، خشبی، صادق، صحیح، عمودیا، مباشره، مزلاج، مطلق، منتصب، وخز، یمین. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

راست در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

راست در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

راست در فارسی به آلمانی

  • Ausreißen, Bolzen (m), Durchgehen, Kammerverschluß (m), Bloß, Lauter, Schier, Direkt gerade, Echt, Genau wirklich wahr, Gerade, Pur, Rein, Richtig, Treu, Unverfälscht, Wahr, Wahrhaftig. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید