معنی دیندار

دیندار
معادل ابجد

دیندار در معادل ابجد

دیندار
  • 269
حل جدول

دیندار در حل جدول

  • باتقوا،مومن،پارسا
مترادف و متضاد زبان فارسی

دیندار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باتقوا، بادیانت، پارسا، مومن، متدین، متشرع، متقی، مقدس،
    (متضاد) بی‌دین، لامذهب. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دیندار در لغت نامه دهخدا

  • دیندار. (نف مرکب) دارنده ٔ دین. صاحب دین و مله. (از آنندراج). متدین. گرویده:
    سغد، ناحیتی است. با مردمان نرم دیندار. (حدود العالم).
    که سالی خراجی نخواهد ز پیش
    ز دیندار بیدار و از مرد کیش.
    فردوسی.
    چنین بود رسم نیاکان تو
    سر افراز و دیندار پاکان تو.
    فردوسی.
    سخن از مردم دیندار شنو و آن را
    که ندارد دین منگر سوی دینارش.
    ناصرخسرو.
    مانده ست چو من درین زمین حیران
    هر زاهد و عابدی و دینداری.
    ناصرخسرو.
    و این ولایت را بکسی دیندار سپارم و من باز گردم. توضیح بیشتر ...
  • دیندار. (اِخ) نام قدیمی شهر شاپور. این نام در مآخذ قدیم و جدید به اختلاف «دین دلاء»، «دیندار»، «دنبلا» ضبط شده است بدین شرح: بشاور از اقلیم سیم است طولش از جزایر خالدات «فویه » و عرض از خط استوا «ک » طهمورث دیوبند ساخت و دین دلا خواند. (نزههالقلوب ص 151). و بناء این شهر [شاپور] بروزگاران قدیم طهمورث کرده بوده بوقتی که در پارس جز اصطخر هیچ شهری نبود و نام آن در وقت دین دلا بود. (فارسنامه ٔ ابن البلخی صص 63-142). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دیندار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

دیندار در فارسی به عربی

ترکی به فارسی

دیندار در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

دیندار در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

دیندار در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید