معنی دیمی

دیمی
معادل ابجد

دیمی در معادل ابجد

دیمی
  • 64
حل جدول

دیمی در حل جدول

  • بی مطالعه، الکی، خودبار آمده، غله ای که فقط با آب باران نمو کرده باشد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دیمی در فرهنگ معین

  • غله ای که فقط با آب باران نمو کرده باشد، (عا. ) بی مطالعه، الکی، خود بار آمده. [خوانش: (دِ) [ع - فا. ] (ص نسب. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دیمی در لغت نامه دهخدا

  • دیمی. [دَ / دِ] (ص نسبی) (مأخوذ از دیمه عربی بمعنی باران) خودرو. کشت که بباران آبیاری شود. مقابل آبی. وکشت که آب باران خورد نه آب چشمه و رود؛ مِظمأی، مقابل مسقوی. بخسی عثری. زرع مظمی. زراعت خشکه. (یادداشت مؤلف). || مجازاً پیش خود خوانده. تربیت ندیده. بی تعلیم. خودآموخته بی شنیدن از بزرگتری.
    - دیمی بار آمدن و یا دیمی بار آمده بودن، بی مربی ماندن و از آنرو ادب و رسم و راه ندانستن. بی مربی بزرگ شده بودن. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دیمی در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

دیمی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خودرو، کشت که به باران آبیاری شود
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید