معنی دشنام

دشنام
معادل ابجد

دشنام در معادل ابجد

دشنام
  • 395
حل جدول

دشنام در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دشنام در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بددهانی، دژنام، سب، سقط، شتم، فحش، ناسزا
فرهنگ معین

دشنام در فرهنگ معین

  • (دُ) (اِمر.) فحش، ناسزا.
لغت نامه دهخدا

دشنام در لغت نامه دهخدا

  • دشنام. [دُ] (اِ مرکب) (از: دش = دژ، بد + نام) لغهً به معنی اسم بد. در پهلوی، دوشنام، به معنی با نام بد، شهرت بد. (حاشیه ٔ معین بر برهان). در اصل دشت نام است، دُشت به معنی زشت و نام عبارت از القاب و خطاب. (غیاث). نام زشت و فحش و سرزنش و طعنه و بهتان و لعنت. (ناظم الاطباء). با لفظ گفتن و کردن و دادن و زدن و فرستادن و کشیدن مستعمل است. (آنندراج). رَجم. سَب ّ. سَبل. سقط. شتم. شتیمه. شنظره. شواظ. طِلاء. عار. عَلق. فحش. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دشنام در فرهنگ عمید

  • نام زشت، حرف زشت، سخن ناسزا، فحش،
فارسی به انگلیسی

دشنام در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

دشنام در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

دشنام در فارسی به عربی

تعبیر خواب

دشنام در تعبیر خواب

  • اگر بیند کسی را دشنام می داد، دلیل بود که آن کس را حال نکو شود. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر بیند کسی را دشنام می داد، دلیل که آن کس بر وی چیره و کامکار شود. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

دشنام در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

دشنام در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید