معنی دستپاچه

دستپاچه
معادل ابجد

دستپاچه در معادل ابجد

دستپاچه
  • 475
حل جدول

دستپاچه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دستپاچه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • سراسیمه، شتابزده، عجول، هراسان، هولکی
لغت نامه دهخدا

دستپاچه در لغت نامه دهخدا

  • دستپاچه. [دَ چ َ / چ ِ] (ص مرکب) عجول. (ناظم الاطباء). تند. عَجِل. عَجلان. شتابزده. شتابان در کاری. أعجل. (یادداشت مرحوم دهخدا).
    - امثال:
    آدم دستپاچه کار را دو بار می کند.
    لعنت به کار دستپاچه، تعست العجله.
    || پریشان خاطر. سرگشته. مضطرب. آشفته. ترسیده از کشف سوئی.
    - دستپاچه شدن، مضطرب و سراسیمه شدن. (آنندراج). دست و پا گم کردن. هول شدن. مدهوش شدن. عجله کردن. پریشان حواس شدن. حواس پرت گردیدن. جمعیت خاطر را از دست دادن. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دستپاچه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

دستپاچه در فارسی به عربی

فارسی به آلمانی

دستپاچه در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید