معنی دامنه

دامنه
معادل ابجد

دامنه در معادل ابجد

دامنه
  • 100
حل جدول

دامنه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دامنه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دامان، پایین، ذیل، زیر، دامن، سینه‌کش، شمول، گستره، انتها، دنباله، اطراف، دوره. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دامنه در فرهنگ معین

  • (مَ نِ) (اِ.) کناره، حاشیه.
لغت نامه دهخدا

دامنه در لغت نامه دهخدا

  • دامنه. [م َ ن َ / ن ِ] (اِ) فراخای زیر کوه. دامن کوه. لحف. (منتهی الارب). بن کوه. پهنای کوه. زیر کوه یا بلندی: مناره ٔ بلند در دامنه ٔ الوند پست نماید. (گلستان).
    چشم چو بگشود در آن دامنه
    دید که جا تر بود و بچه نه.
    ایرج میرزا.
    - دامنه ٔ کوه، دامن کوه. زیر سینه ٔ آن:
    آن بحر محیط الم عشق بتانیم
    کز دامنه ٔ کوه بلا ساحل ما شد.
    ابونصر نصیرای بدخشانی (از آنندراج).
    حضیض، پستی زمین در دامنه ٔ کوه. (از منتهی الارب).
    - تا دامنه ٔ قیامت، تا دامن قیامت. توضیح بیشتر ...
  • دامنه. [م َ ن َ] (اِخ) دهی است از دهستان خیر بخش اصطهبانات شهرستان فسا. واقع 17هزارگزی شمال باختری اصطهبانات، کنار راه فرعی خرامه به اصطهبانات و نی ریز جلگه است و معتدل و دارای 120 سکنه. آب آن از چشمه است و محصول آن غلات و حبوبات و پنبه و برزک و شغل اهالی آنجا زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). توضیح بیشتر ...
  • دامنه. [م َ ن ِ] (اِخ) دهی است از بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت. واقع در18هزارگزی باختر ساردوئیه و 5هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه کوهستانی است و سردسیر و دارای 60 تن سکنه. آب آن از قنات است و رودخانه. محصول آنجاغلات و حبوبات است و شغل اهالی آن زراعت و گله داری وراه آن مالرو است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8). توضیح بیشتر ...
  • دامنه. [م َ ن َ] (اِخ) دهی است از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدن. واقع در 16هزارگزی خاور داران و متصل به شوسه ٔ اصفهان به کوهرنگ و داران. دامنه و سردسیر و دارای 1986 سکنه است. آب آن ازرودخانه است و محصول آن غلات و حبوبات و کتیرا. شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی و جاجیم بافی است. تلفن و مرکز پخش بنزین و در حدود 25 باب دکان دارد. در شمال این آبادی چمن وسیعی وجود دارد که با هواپیماهای سبک می توان در آن نشست. توضیح بیشتر ...
  • دامنه. [م َ ن َ] (اِخ) از قرای ناحیه ٔ لاریجان است در مازندران در دامنه ٔ کوه دماوند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 299). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دامنه در فرهنگ عمید

  • دامن و کنارۀ چیزی، دامن‌مانند، حاشیه، کناره،
    (جغرافیا) قسمت شیب‌دار کوه، پایین کوه،. توضیح بیشتر ...
  • =حصبه
فارسی به انگلیسی

دامنه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

دامنه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

دامنه در فارسی به عربی

  • تنوره، سفح التل، غزاره، قدم
فرهنگ فارسی هوشیار

دامنه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • حاشیه، کنار، پای کوه، دامن کوه
فارسی به آلمانی

دامنه در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه