معنی داربست

داربست
معادل ابجد

داربست در معادل ابجد

داربست
  • 667
حل جدول

داربست در حل جدول

فرهنگ معین

داربست در فرهنگ معین

  • (بَ) (اِمر.) چوب بند، چوب بست.
لغت نامه دهخدا

داربست در لغت نامه دهخدا

  • داربست. [ب َ] (اِ مرکب) داربند. چفتی که تاک و کدو بر آن اندازند تا پهن شود و خوشه ها بدان آویزند. (آنندراج). || چوبی چند که معماران بالای آن نشسته، کار میکنند. (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • داربست. [ب َ] (اِخ) دهی از دهستان فرامرزان بخش بستک شهرستان لار. چهل و دوهزارگزی جنوب باختر بستک. دامنه ٔ شمالی کوه داربست. گرمسیر و مالاریائی است و سکنه ٔ آن 270 تن است. آب آنجا از باران. محصول آن خرما. دیمی. شغل اهالی زراعت است و راه فرعی دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

داربست در فرهنگ عمید

  • چوب‌بندی،
    چوب‌بست،
    چوب‌هایی که زیر درخت انگور برپا کنند و شاخه‌های تاک را روی آن بیندازند، داربند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

داربست در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

داربست در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

داربست در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

داربست در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید