معنی خوبی

خوبی
معادل ابجد

خوبی در معادل ابجد

خوبی
  • 618
حل جدول

خوبی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

خوبی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • احسان، بخشش، بر، خوشی، خیر، صلاح، لطافت، مرغوبیت، نیکویی، نیکی،
    (متضاد) بدی، حسن، جمال، زیبایی، قشنگی،
    (متضاد) زشتی، لطف، عنایت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

خوبی در فرهنگ معین

  • نیک بودن، پسندیده بودن، زیبایی، جمال. [خوانش: (حامص.)]
لغت نامه دهخدا

خوبی در لغت نامه دهخدا

  • خوبی. (حامص) زیبائی. حسن. جمال. بهاء. سرسبزی. بهتری. ظرافت. (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف). مقابل زشتی. قشنگی:
    خود ترا جویدهمه خوبی و زیب
    همچنان چون نوجبه جوید نشیب.
    رودکی.
    سوگند خورم کز تو برد حورا خوبی
    خوبیت عیانست چرا باید سوگند؟
    عماره ٔ مروزی.
    سیاوش از آن پس بسودابه گفت
    که اندر جهان مر ترا نیست جفت
    نمانی بخوبی مگر ماه را
    نشایی کسی را بجز شاه را.
    فردوسی.
    ز خوبی و دیدار و گفتار اوی
    ز هوش و دل و شرم و کردار اوی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

خوبی در فرهنگ عمید

  • [مقابلِ بدی] خوب بودن، پسندیده بودن،
    نیکویی،
    [قدیمی] زیبایی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

خوبی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

خوبی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

خوبی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • زیبائی، جمال، سرسبزی
فارسی به ایتالیایی

خوبی در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

خوبی در فارسی به آلمانی

  • Anmut (f), Gnade (f), Grazie (f), Wohlbefinden
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید