معنی خانم

خانم
معادل ابجد

خانم در معادل ابجد

خانم
  • 691
حل جدول

خانم در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

خانم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بانو، بی‌بی، بیگم، خاتون، سیده، کدبانو، مادام، مخدره، زن، زوجه، همسر، روسپی، هرجایی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

خانم در فرهنگ معین

  • زن بزرگ زاده، عنوانی که برای احترام، پیش یا پس از نام زنان گفته می شود،. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

خانم در لغت نامه دهخدا

  • خانم. [ن ُ] (ترکی، اِ) بانو. خاتون. بی بی. (ناظم الاطباء)، جُرَّه. ستی. خدیش. کدبانو. بیگم:
    جان به لب عاشق بیدل رسد
    با غمزاتی که تو خانم کنی.
    ایرج میرزا.
    || لقب گونه ای است که در آخر اسم زنان درآید چون مهرانگیزخانم. || فاحشه. جنده. زانیه.
    - خانم بزرگ، برترین زن خانه. گاهی نوادگان، مادر بزرگ را بدین لقب خطاب کنند.
    - خانم کوچک، بانوچه. دوشیزه.
    - خانم کوچولو، لقب گونه ای است که به دختران دهند.
    - خانم و خاتون، با کمال حرمت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

خانم در فرهنگ عمید

  • زن بزرگ‌زاده،
    برای احترام به نام زنان افزوده می‌شود،
    زن، دختر،
    همسر، زن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

خانم در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

خانم در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

خانم در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

خانم در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

خانم در فارسی به عربی

  • زوجه، سیده، عشیقه
نام های ایرانی

خانم در نام های ایرانی

  • دخترانه، کلمه خطاب به زنان و دختران، زن بزرگ زاده و شریف، خاتون، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضینامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه خانم، خانم گل. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

خانم در گویش مازندرانی

  • نام اسب یا قاطر زیبا
  • خانم بانوی نجیب و شریف
فرهنگ فارسی هوشیار

خانم در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

خانم در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

خانم در فارسی به آلمانی

  • Dame (f), Dame [noun], Donna, Ehefrau (f), Ehegattin (f), Frau (ehe), Frau (f), Gattin (f), Weib (f). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه