معنی خانقاه

خانقاه
معادل ابجد

خانقاه در معادل ابجد

خانقاه
  • 757
حل جدول

خانقاه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

خانقاه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خانقه، خانگاه، عبادتگاه صوفیان، رباط، تکیه، لنگر، عبادتگاه، بتخانه، دیر، صومعه، عبادتخانه، کلیسا، کنشت، کنیسه، معبد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

خانقاه در فرهنگ معین

  • خانه، سرا، محلی که درویشان و مرشدان در آن سکونت کنند و رسوم و آداب تصوف را اجرا نمایند. [خوانش: [معر. ] (اِمر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

خانقاه در لغت نامه دهخدا

  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (معرب، اِ مرکب) مکان بودن مشایخ و درویشان. معرب «خانگاه » و مرکب از «خانه » و «گاه » است. نظیر: «منزلگاه » و «مجلس گاه » فارسیان بسکون «نون » نیز استعمال کنند. (از غیاث اللغات) (آنندراج). خانه ای که درویشان و مشایخ در آن بسر برده عبادت کنند. صومعه. عبادتگاه. (ناظم الاطباء). محل اقامت درویشان و صوفیان. (فرهنگ نظام). منزل یا محل اجتماع صوفیان. رباط. تکیه. ج، خوانق، خانقاهات:
    خاطر من بگه نظم سخن
    خانقاهی است پر از پیر و مرید. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان ایجرود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان. واقع در 48 هزارگزی جنوب باختری زنجان و 2 هزارگزی راه مالرو عمومی. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای مناطق سردسیری دارای 508 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و رودخانه ٔ ایجرود میباشد. محصول آن غلات و انگور و میوه و شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو و نام دیگر این ده خانگه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کندوان بخش ترک شهرستان میانه. واقع در 8 هزارگزی شمال بخش و 40هزارگزی شوسه ٔ میانه ٔ تبریز. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل. دارای 390 تن سکنه است که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات و عدس و بزرک و نخود است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش. واقع در 11 هزارگزی جنوب خاوری هشت پر و 2 هزارگزی دریا و خاور شوسه ٔ بندر انزلی به آستارا. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و مرطوب و مالاریایی. سکنه ٔ آنجا 100 تن که شیعی و سنی مذهبند و بزبان طالشی و فارسی تکلم می کنند. آب این ده از رودخانه ٔ محلی و محصول عمده ٔ آن برنج و شغل اهالی زراعت و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بیات بخش نوبران شهرستان ساوه. واقع در 22 هزارگزی شمال باختر نوبران و سر راه عمومی مالرو نوبران به رزن. ناحیه ای است سردسیری و دارای 308 تن سکنه که مذهب آنها شیعه و زبانشان ترکی و فارسی است. آب این ده از قنات و زهاب رود محلی و محصول آن غلات آبی و دیمی و انگور است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد ولی ماشین هم می توان به آنجا برد. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل. واقع در 26 هزارگزی شمال خاوری اردبیل و 2 هزارگزی شوسه ٔ اردبیل آستارا. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل. دارای 2416 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از رودخانه ٔ خانقاه وچشمه و محصولات آن غلات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و راه مالرو است. این ناحیه از دو محل نزدیک بهم تشکیل یافته یکی خانقاه بالا و دیگر خانقاه پایین. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ/ ن ِ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حسن آباد بخش حومه ٔ شهرستان سنندج. واقع در 5 هزارگزی جنوب سنندج. دارای 45 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان شرامین بخش دهخوارقان شهرستان تبریز. واقع در 20 هزارگزی جنوب باختری دهخوارقان در مسیر ارابه رو دهخوارقان به تبریز. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب وهوای معتدل و دارای 925 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و قنات و محصولات آن غلات و گردو است. اهالی بشغل زراعت و گله داری اشتغال دارند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان فرورق بخش حومه ٔ شهرستان خوی. واقع در 18 هزارگزی شمال باختری خوی و 8 هزارگزی باختری شوسه ٔ خوی به ماکو. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل ولی مالاریایی. دارای 483 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب این دهکده از چشمه سار و محصولات غلات و کرچک و زردآلو میباشد. اهالی به زراعت و گله داری و جاجیم بافی اشتغال دارند، راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان هیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل. واقع در 24 هزارگزی جنوب خاوری اردبیل مسیر شوسه ٔ بلقاباد اردبیل. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 417 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و راه شوسه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان هناجو بخش بناب شهرستان مراغه، واقع در 13 هزارگزی جنوب خاوری بناب و 5 هزارگزی خاور شوسه ٔ میاندوآب و مراغه. ناحیه ای است واقع در جلگه کنار رودخانه با آب و هوای معتدل ولی مالاریایی. سکنه ٔ آنجا 535 تن که شیعی مذهب و ترک زبانند. از رودخانه ٔ صوفی وچاه مشروب میشود و محصولش غلات و کشمش و بادام و زردآلو میباشد. اهالی به زراعت و جاجیم بافی اشتغال دارند و راه مالرو است. از راه ارابه رو مراغه میتوان اتومبیل به آنجا برد. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) از بلوکات ناحیه ٔ راست پی در سوادکوه مازندران در شمال دوآب است. (از سفرنامه ٔ استرآباد و مازندران رابینو بخش انگلیسی صص 42- 115). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان اورامان لهون بخش پاوه ٔ شهرستان سنندج. واقع در سه هزارگزی جنوب باختری پاوه و دو هزارگزی خاور راه اتومبیل رو پاوه به روانسر. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 750 تن سکنه که سنی مذهبند، و بزبان کردی و فارسی تکلم می کنند. از رودخانه ٔ شمشیر و چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و انواع میوه ها و لبنیات و عسل است. اهالی بکشاورزی و گله داری و مکاری اشتغال دارند. راه مالرو میباشد. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در19 هزارگزی شمال خاوری دیزگران و 6 هزارگزی کیونان. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 585 تن سکنه که سنی مذهبند و بزبان کردی و فارسی تکلم میکنند. این ده از چشمه و زه و رودخانه ٔ محلی مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوبات و لبنیات و توتون و قلمستان است و اهالی بکشاورزی گذران میکنند. از صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم و گلیم بافی و راه مالرو میباشد، در تابستان از طریق سنقر بسنجاب اتومبیل میتوان برد. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش حومه ٔ شهرستان سنندج. واقع در 26 هزارگزی جنوب باختری سنندج و 2 هزارگزی جنوب باختری درویشان. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 160 تن سکنه که سنی مذهب اند و به زبان کردی تکلم میکنند. این ده از چشمه مشروب میشود و محصولاتش غلات ولبنیات است. اهالی بزراعت و گله داری گذران میکنند. راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان اورامان بخش زراب شهرستان سنندج. واقع در یک هزارگزی شمال زراب و سر راه اتومبیل رو مریوان به زراب. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل. دارای 50 تن سکنه که سنی مذهب و کردزبانند. این ده از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، لبنیات وتوتون است. اهالی بکشاورزی و گله داری اشتغال دارند راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان رشخوار بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه واقع در هفت هزارگزی جنوب خاوری رشخوار سر راه شوسه ٔ عمومی رشخوار به سلامی. ناحیه ای است واقع در دامنه ٔ کوه با آب و هوای مناطق گرمسیری. دارای 133 تن سکنه که شیعی و حنفی مذهب و فارسی زبانند. این ده از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات است و اهالی بزراعت و مالداری گذران میکنند. راه اتومبیل رو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش بردسکن شهرستان کاشمر. واقع در 44 هزارگزی شمال خاوری بردسکن و سر راه مالرو عمومی ریوش. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای مناطق گرمسیری دارای 224 تن سکنه که شیعی مذهب و فارسی زبانند. این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات و عناب و ابریشم می باشد. اهالی بکشاورزی گذران میکنند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در 85 هزارگزی شمال خاوری فریمان و سر راه مالرو عمومی فریمان به بغبغو. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 233 تن سکنه که شیعی مذهب و فارسی زبانند. این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات، بن شن می باشد، اهالی بکشاورزی گذران میکنند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر. واقع در 8 هزارگزی جنوب هریس و 23500 گزی شوسه ٔ تبریز به اهر. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و دارای 239 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و فرش نیز میبافند. راه ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر. واقع در 36 هزارگزی شمال ورزقان و 35 هزارگزی ارابه رو تبریز به اهر. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 321 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند. و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان ترگور بخش سلوانا شهرستان ارومیّه. واقع در 19 هزارگزی شمال باختری سلوانا و 5 هزارگزی شمال باختری ارابه رو انبی، ناحیه ای است واقع دردامنه ٔ کوهستان با آب و هوای مناطق سردسیری ولی سالم. دارای 230 تن سکنه که سنی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه سار و محصولات آن غلات و توتون میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است. راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. واقع در 5هزارگزی شمال مهاباد و 500 گزی خاور شوسه ٔ مهاباد به ارومیّه. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل ولی مالاریایی. دارای 221 تن سکنه که سنی مذهب و ترک زبانند. این ده از چشمه و رودخانه ٔ مهاباد مشروب میشود و محصول آن غلات و توتون و حبوبات و صیفی است. اهالی بزراعت و گله داری و جاجیم بافی اشتغال دارند و راه مالرو میباشد. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. واقع در 30 هزارگزی کلیبر و 30 هزارگزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 160 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از رودخانه ٔ گوی آغاج وچشمه و محصول آن غلات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و صنایع دستی آنها فرش و گلیم بافی است. راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلماس شهرستان خوی. واقع در 5500 گزی جنوب باختری سلماس. این دهکده درمسیر ارابه رو تپه ور به سلماس و در جلگه قرار دارد. آب و هوای این دهکده معتدل و مالاریایی است و سکنه ٔ آن 112 تن میباشد که شیعی مذهب و ترک زبانند. رودخانه ٔ زولا آنجا را مشروب میکند و محصولات آن غلات و بزرگ و حبوبات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و راه ارابه رو میباشد. از راه ارابه رو تپه ور میتوان اتومبیل به آنجا برد. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز. واقع در 6 هزارگزی جنوب خداآفرین و 27 هزارگزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. ناحیه ای است کوهستانی و گرمسیری ولی مالاریایی. دارای 101 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. این دهکده از چشمه سار مشروب میشود و محصولش غلات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و صنایع دستی فرش بافی و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در 27 هزارگزی باختر مهاباد و 11 هزارگزی باختری شوسه ٔ مهاباد بسردشت. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل ولی مالاریایی. دارای 25 تن سکنه که سنی مذهب و کردزبانند. این ده از رودخانه ٔ مهاباد مشروب میشود و محصولش غلات و حبوبات می باشد. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند و راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی بوده است بفاریاب. (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) نام دهی بوده است میان اسفراین و جرجان. (ازمنتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) علاقه داری درجه ٔ اول مربوط بحکومت درجه ٔ اول آقچه و متعلق بحکومت کلان شبرغان و در حوزه ٔ ولایت مزارشریف واقع است، این علاقه در 11 هزارگزی جنوب قلعه ٔ قدیمه و شمال غربی آقچه قرار دارد و بین خط 66 درجه و 9 دقیقه و 23 ثانیه ٔ طول البلد شرقی و خط 36 درجه و 52 دقیقه و 16 ثانیه ٔ عرض البلد شمالی میباشد. حدود آن شمالاً بعلاقه داری مردیان و جنوباً مربوط به حکومت کلان شبرغان ودر شمال شرق به علاقه داری منگه جک و از جنوب شرق بحکومت آقچه، غرباً بعلاقه ٔ حکومت اعلی میمنه محدود است وعلاقه داری خانقاه در حوزه ٔ خود حاوی قراء و قصبات زیاد میباشد و عمده ٔ آن از اینقرار است: بیش کپه ٔ وضی، بیش کپه ٔ سرخ، قلیچ آباد، کلته شاخ، اوگم فرک، بکاول، ینگی قلعه. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) قریه ای است بفاصله ٔ 9500 گزی در جنوب شرق قریه ٔ شوربلاق در علاقه داری درجه ٔ 3 چهارکنت مربوط بحکومت درجه ٔ 2 نهر شاهی ولایت مزارشریف، موقعیت آن بین خط 67 درجه و 8 دقیقه و 48 ثانیه ٔ طول البلد شرقی وخط 36 درجه و 26 دقیقه و 48 ثانیه ٔ طول البلد شمالی واقع میباشد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج 2). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) قریه ای است بفاصله ٔ 31 هزارگزی در جنوب غرب تکزار نزدیک دره ٔ جوی بوری در علاقه ٔ حکومت درجه ٔ اول سنگ چارک مربوط بحکومت کلان شبرغان ولایت مزارشریف و بین خط 66 درجه و 7 دقیقه و 36 ثانیه ٔ طول البلد شرقی و خط 35 درجه و 53 دقیقه و 13 ثانیه ٔ عرض البلد شمالی قرار دارد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج 2). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است از دهستان روضه چای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیّه. واقع در 6500 گزی شمال باختری ارومیّه و 2 هزارگزی جنوب ارابه رو ارومیّه به موانا. ناحیه ای است که در سینه ٔ کوه قرار دارد، آب و هوای آن معتدل و سالم و دارای 80 تن سکنه میباشدکه سنی مذهب و کرد زبانند. از رودخانه ٔ شهر چای و قنات و چشمه مشروب میشود و محصولش غلات و توتون و چغندرو حبوبات میباشد. اهالی بکشاورزی اشتغال دارند و راه آنجا مالرو است. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) قریه ٔ کوچکی است در پسنتبون کوت میمنه و مردم آن از قوم ازبک و بعضی هم از سادات بوده و بزبان ازبکی تکلم میکنند. در اینجا تقریباً 50 خانه ٔ آباد است و زراعت آن للمی است. گندم و خربوزه و تربزه در آنجا حاصل خوب میدهد. حاصلات سردرختی آن انگور، توت، انار، به، ناک و انجیر است. کدو هم نشو و نمای خوب میکند و به آن جا شهرت بسزائی دارد، انگور، ناک و به را بدون اینکه تغییری در آن پیدا شود تا ماه ثور حفاظت میکنند. توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است بفاصله ٔ 24500 گزی در جنوب غرب مرکز حکومت کلان تالقان مربوط بولایت قطغن بین خط 69 درجه و 17 دقیقه و 57 ثانیه ٔ طول البلد شرقی و خط 36 درجه و 33 دقیقه ٔ عرض البلد شمالی قرار دارد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج 2). توضیح بیشتر ...
  • خانقاه. [ن َ / ن ِ] (اِخ) دهی است بفاصله ٔ 23000 گزی در جنوب مرکز حکومت درجه ٔ 2 خان آباد مربوط بحکومت کلان قندز ولایت قطغن، بین خط 69 درجه و 10 دقیقه و 3 ثانیه ٔ طول البلد شرقی وخط 36 درجه و 30 دقیقه ٔ عرض البلد شمالی قرار دارد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج 2). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

خانقاه در فرهنگ عمید

  • بنایی برای عبادت، ریاضت، اجتماع، سماع، و زندگی درویشان و صوفیان،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

خانقاه در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

خانقاه در فارسی به انگلیسی

  • Monastery, Abbey, Cloister, Convent, Hermitage
فارسی به ترکی

خانقاه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

خانقاه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

خانقاه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مکان بودن مشایخ و درویشان، جهت عبادت، صومعه، محل اقامت درویشان و صوفیان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

خانقاه در فرهنگ فارسی آزاد

  • خانِقاه، عبادتگاه و محل تجمع دراویش و صوفیها،
فارسی به آلمانی

خانقاه در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید