معنی خاموش‌ شدن

خاموش‌ شدن
معادل ابجد

خاموش‌ شدن در معادل ابجد

خاموش‌ شدن
  • 1301
حل جدول

خاموش‌ شدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

خاموش‌ شدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ساکت‌شدن، دم فرو بستن، خاموشی گزیدن، ازجوش و خروش افتادن، فرو نشستن، از بین‌رفتن، منطفی شدن، تاریک شدن، قطع‌شدن جریان برق. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

خاموش‌ شدن در لغت نامه دهخدا

  • خاموش شدن. [ش ُ دَ] (مص مرکب) حرف نزدن. (ناظم الاطباء). ساکت شدن. دم فروبستن. زبان در کام کشیدن. از سخن باز ایستادن. اِخراد. (اقرب الموارد). اِرمام. (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد). اِسکاته. (اقرب الموارد). اِضباب. (اقرب الموارد) (تاج العروس) (منتهی الارب). اِسماط. (منتهی الارب). اِقراد. (اقرب الموارد). اِمساک. اِسطار. (منتهی الارب). اِنصاف. (تاج المصادر بیهقی). تَسمیط. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). تَصمیت. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

خاموش‌ شدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

خاموش‌ شدن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

خاموش‌ شدن در فارسی به عربی

فارسی به آلمانی

خاموش‌ شدن در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

خاموش‌ شدن در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه