استحمام
Bath, Bathe
banyo yapmak
363
شادی کردن
پشت کردن
پیروى کردن
سود بردن
صادر کردن
ریز کردن
گرم کردن
شاهرگ گردن
دلگرم کردن
حساب کردن
پرکردن
تباه کردن
تمام کردن
حرام کردن
حلال کردن
درمان کردن
زمزمه کردن
حواله کردن
آماده کردن
حمام کاشان
حمایت کردن
ملامت کردن
آرام کردن
محکم کردن