معنی حضانت

حضانت
معادل ابجد

حضانت در معادل ابجد

حضانت
  • 1259
حل جدول

حضانت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

حضانت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پرستاری، تیمار، تیمارداری، خدمت، دایگی، زواری
فرهنگ معین

حضانت در فرهنگ معین

  • (حِ نَ) [ع. حضانه] (اِمص.) پرستاری، در کنار گرفتن.
لغت نامه دهخدا

حضانت در لغت نامه دهخدا

  • حضانت. [ح ِ ن َ] (ع مص) حضن. در کنار گرفتن کودک را. پرورش دادن کودک را. پروردن بچه را. پروریدن طفل را. در کنار گرفتن کودک را و پرورش دادن او را. در بغل گرفتن صبی را. بچه پروردن. || دایگی کردن. (دهار) (مهذب الاسماء) (تاج المصادر بیهقی). دایگی. تربیهالولد. (تعریفات جرجانی). پرستاری. و صاحب کشاف الفنون گوید: بکسر حاء حطی و ضاد معجمه، در لغت مصدر حضن الصبی است، یعنی کودک را پرورید، چنانکه در قاموس گفته و در شرع، پرورش دادن مادر یادایه یا غیر آنهاست کودک یا دوشیزه ای را که کودک باشد. توضیح بیشتر ...
  • حضانت. [ح َ / ح ِ ن َ] (ع مص) واداشتن کسی را از حاجت وی. (تاج المصادربیهقی). بازداشتن. (دهار). || سر خود کارکردن بی دیگری. || ولایت بر طفل و مجنون. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

حضانت در فرهنگ عمید

  • پرستاری،

    پرستاری از کودک، دایگی،
فرهنگ فارسی هوشیار

حضانت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پرورش دادن کودکرا، دایگی کردن، بروردن
فرهنگ فارسی آزاد

حضانت در فرهنگ فارسی آزاد

  • حِضانَت، (حَضَنَ، یَحْضُنُ) کفالت و نگهداری کردن طفل، مواظبت و تربیت،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید