معنی ثانی

ثانی
معادل ابجد

ثانی در معادل ابجد

ثانی
  • 561
حل جدول

ثانی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ثانی در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

ثانی در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ثانی در لغت نامه دهخدا

  • ثانی. (ع ص، اِ) نعت فاعلی از ثنی. || دوم. دوّم. دویم. || جفت. || دوتاکننده. || برگرداننده. || پیچیده. || اسم یکی از اقسام مروارید. || هذا ثانی اثنین، أی هو احد اثنین. همچنین است ثالث ثلاثه تا عشره.
    - فجر ثانی، صبح دوم. و رجوع به فجر شود. توضیح بیشتر ...
  • ثانی. (اِخ) جان ممی. متوفی 995 هَ. ق. او را دیوانی است بترکی. توضیح بیشتر ...
  • ثانی. (اِخ) نام دو تن از شعرای عثمانی است:
    1- در عصر سلطان بایزید ثانی و او در حسن و جمال بی نظیر بوده است واز این رو بدو یوسف ثانی می گفته اند و وی از این شهرت تخلص خود را گرفته است و او را در جوانی یکی از دوستداران او از راه حسد بکشته است و از شعر اوست:
    دلربا لر دلا بتم نه مدر
    نور دیده م سرور سینه مدر.
    2- از شعرای دوره ٔ سلطان مرادخان سوم و از طایفه ٔ قول اوغلی اسلامبول می باشد و او تتبع اشعار شعراء ایران میکرد بالخاصه بدیوان امیرعلی شیر نوائی توجه داشت و او را دیوانی است و از جمله ٔ اشعار اوست:
    کوکل مرآتنی صوفی مجلا ایتسک اولمزمی
    جمال یاری بویوزدن تماشا ایتسک اولمزمی. توضیح بیشتر ...
  • ثانی. (اِخ) تخلص شاه عباس ثانی صفوی در شعر و این رباعی ازوست:
    از هجر توام بدیده خون میگردد
    احوال دلم بی تو زبون میگردد
    ای دوست اگر ترا ببیند ثانی
    برگرد سرت ببین که چون میگردد.
    و رجوع به عباس. شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ثانی در فرهنگ عمید

  • دوم،

    [مجاز] همتا، نظیر،
فارسی به انگلیسی

ثانی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

ثانی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ثانی در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

ثانی در فرهنگ فارسی آزاد

  • ثانِی، دوّم، دوّمین،
فارسی به آلمانی

ثانی در فارسی به آلمانی

  • Sekunde (f), Zweit-, Zweit, Zweite (m), Zweiter (m), Zwot-
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید