معنی تولید

تولید
معادل ابجد

تولید در معادل ابجد

تولید
  • 450
حل جدول

تولید در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تولید در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پدیدآوری، زایش، توالد، زادن، زاییدن، ایجاد، خلق، فرآوری، فرآورده، محصول،
    (متضاد) مصرف. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تولید در فرهنگ معین

  • (مص م. ) پدید آوردن، زادن، (اِمص. ) زایش، ایجاد. [خوانش: (تُ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تولید در لغت نامه دهخدا

  • تولید. [ت َ] (ع مص) از گوسفند، بچه گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). زاینده گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زایانیدن قابله زن حامله را و از گوسفند بچه گرفتن. (از اقرب الموارد). زایانیدن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || پروردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرورش کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || ازاصل چیزی پدید آوردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پدید آوردن. (دهار). پدید آوردن چیزی از چیزی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تولید در فرهنگ عمید

  • چیزی را از چیز دیگر به‌وجود آوردن، زایاندن،
    (اقتصاد) حاصل‌ کردن چیزی از طریق زراعت یا صناعت،
    (اقتصاد) مقدار کالای تهیه‌شده،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

تولید در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

  • فراوری، فرآوری، زاستن، زایوری، ساخته، فراورده
کلمات بیگانه به فارسی

تولید در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

تولید در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

تولید در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

تولید در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

تولید در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پرورش کردن، زائیده گردانیدن، پدید آوردن چیزی از چیزی، پروردن
فارسی به ایتالیایی

تولید در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید