معنی توانگر شدن

توانگر شدن
معادل ابجد

توانگر شدن در معادل ابجد

توانگر شدن
  • 1031
حل جدول

توانگر شدن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

توانگر شدن در لغت نامه دهخدا

  • توانگر شدن. [ت ُ / ت َ گ َ ش ُ دَ] (مص مرکب) نیرومند شدن. قوی شدن. توانا شدن. پیروز شدن:
    بزرگان ایران توانگر شدند
    بسی نیز با تخت و افسر شدند.
    فردوسی.
    سپاهش همه زو توانگر شدند
    از اندازه ٔ کار برتر شدند.
    فردوسی.
    || غنی شدن. مالدار شدن. ثروتمند شدن:
    به نوّی یکی گنج بنهاد شاه
    توانگر شد آشفته شد بر سپاه.
    فردوسی.
    فرازآمدش ارج و آرام و چیز
    توانگر شد آن هفت فرزند نیز.
    فردوسی.
    یکایک ز هر سو به چنگ آمدش
    بسی گوهر از گنج گنگ آمدش
    سپه سربسر زآن توانگر شدند
    چو با یاره و طوق و افسر شدند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید