معنی تندرستی

تندرستی
معادل ابجد

تندرستی در معادل ابجد

تندرستی
  • 1124
حل جدول

تندرستی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تندرستی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • سلامت، سلامتی، صحت، عافیت،

    (متضاد) بیماری، عارضه، ناخوشی
لغت نامه دهخدا

تندرستی در لغت نامه دهخدا

  • تندرستی. [ت َ دُ رُ] (حامص مرکب) سلامتی و صحت و بی مرضی و توانایی و قوت بدن و شهند. (ناظم الاطباء). از: تندرست + َی (مصدری). پهلوی تندرستی، سلامت. (از حاشیه ٔ برهان چ معین):
    ترا ای جوان تندرستی و بخت
    همانا و همواره با تاج و تخت.
    فردوسی.
    به نیک اختر و تندرستی شدن
    به پیروزی و شاد بازآمدن.
    فردوسی.
    همه تندرستی به فرمان اوست
    همه نیکویی زیر پیمان اوست.
    فردوسی.
    ترا تندرستی از آن شد کنون
    که بر نیکویی رای تو شد فزون. توضیح بیشتر ...
  • تندرستی. [ت َ دُ رُ] (اِخ) اسمی است که به یسنا 60 داده شده. (حاشیه ٔ برهان چ معین). هات شصتم را پارسیان «تندرستی » هم نامیده اند. (یسنا بخش 2 ص 74). دعای درود است. (خرده اوستا ص 71). رجوع به خرده اوستا ص 28 و 71 و 230 شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تندرستی در فرهنگ عمید

  • سلامتی، تندرست بودن،
فارسی به انگلیسی

تندرستی در فارسی به انگلیسی

  • Fitness, Health, Healthfullness, Wholesomeness
فارسی به ترکی

تندرستی در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

تندرستی در فارسی به عربی

گویش مازندرانی

تندرستی در گویش مازندرانی

  • سلامتی، تندرستی، مبارک
فرهنگ فارسی هوشیار

تندرستی در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

تندرستی در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

تندرستی در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید