معنی تمامی

تمامی
معادل ابجد

تمامی در معادل ابجد

تمامی
  • 491
حل جدول

تمامی در حل جدول

فرهنگ معین

تمامی در فرهنگ معین

  • به سر آمدن، رسیدگی، رسایی. [خوانش: (تَ) [ع - فا.] (حامص.)]
  • تمام، همه، پایان. [خوانش: (~.) [ع - فا.] (ص نسب.)]
لغت نامه دهخدا

تمامی در لغت نامه دهخدا

  • تمامی. [ت َ] (ق، اِ) همگی. (ناظم الاطباء). همه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سرتاسر:
    تمامی بگفتم من این داستان
    بدان سان که بشنیدم از باستان.
    فردوسی.
    ویعقوب وخاله ٔ یوسف که خواهرزن یعقوب بود تمامی در سجده شدند. (قصص الانبیاء ص 58). که اگر تمامی خزائن ما در آن مبذول خواهد بود باک نیاید. (کلیله و دمنه). چنانکه تمامی احوال او از روز ولادت تا این ساعت در آن بیاید. (کلیله و دمنه).
    آمدیم اندر تمامی داستان
    و از وفاداری جمع راستان. توضیح بیشتر ...
  • تمامی. [ت ِ] (ع ص) لیل تمامی، بالتوصیف بمعنی لیل التمام است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به تمام شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تمامی در فرهنگ عمید

فرهنگ واژه‌های فارسی سره

تمامی در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

تمامی در کلمات بیگانه به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

تمامی در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید