معنی تفریح

تفریح
معادل ابجد

تفریح در معادل ابجد

تفریح
  • 698
حل جدول

تفریح در حل جدول

  • تفنن، بازی، خوشی
مترادف و متضاد زبان فارسی

تفریح در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بازی، پیک‌نیک، تفرج، تفنن، خوشی، سرگرمی، شادمانی، گردش، گشت، لعب، لهوولعب، مشغولیت، نزهت، هواخوری، گردش کردن، شادی کردن، فرحناک شدن، شادمانی کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تفریح در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) شادمانی نمودن، (مص م. ) شادمان ساختن. [خوانش: (تَ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تفریح در لغت نامه دهخدا

  • تفریح. [ت َ] (ع مص) شاد کردن. (تاج المصادربیهقی) (زوزنی) (دهار) (آنندراج). شادمانه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شادمان کردن. (از اقرب الموارد). || (اِ) فرح و خوشی و عیش و تماشاو تفرج و گشت و لهو و بازی. (ناظم الاطباء): و بدان تنزهی و تفریحی میجستم. (کلیله و دمنه). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تفریح در فرهنگ عمید

  • شادمانی‌ کردن،

    شادمانی و خوشی،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

تفریح در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

تفریح در فارسی به انگلیسی

  • Amusement, Delectation, Disport, Enjoyment, Entertainment, Fun, Pastime, Pleasure, Recreation, Relaxation. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

تفریح در فارسی به عربی

  • استجمام، انحراف، تسلیه، مسرحیه، هبه
فرهنگ فارسی هوشیار

تفریح در فرهنگ فارسی هوشیار

  • شاد کردن، خوشی و عیش و تماشا و تفرج و گشت و بازی
فارسی به ایتالیایی

تفریح در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

تفریح در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه