معنی تصغیر

تصغیر
معادل ابجد

تصغیر در معادل ابجد

تصغیر
  • 1700
حل جدول

تصغیر در حل جدول

  • کوچک کردن، حقیر کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

تصغیر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • استحقار، تحقیر، خوارداشت، کوچک‌شماری،
    (متضاد) تعظیم، حقیر کردن، خوار داشتن،
    (متضاد) بزرگ داشتن، کوچک کردن،
    (متضاد) تعظیم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تصغیر در فرهنگ معین

  • کوچک کردن، کوچک کردن معنی واژه ای به وسیله ادات تصغیر، مانند «چه » «ک ». [خوانش: (تَ) [ع. ] (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تصغیر در لغت نامه دهخدا

  • تصغیر. [ت َ] (ع مص) خرد گردانیدن چیز یاکسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کوچک کردن. (آنندراج). خرد کردن. (دهار). تحقیر. (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد). || در تداول علم صرف جاری کردن اسم را بر فُعَیل و نحوآن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مصغر ساختن کلمه یعنی حرف اول را ضم دادن و دوم را فتح و بعد ازحرف دوم «یا» درآوردن چون «رجیل » بالضم و الفتح. تصغیر رجل و کلمه ٔ مصغر را نیز تصغیر گویند و این نوع در کلام است و در فارسی کاف در آخر آوردن چون مامک تصغیر مام یا جیم و ها در آخر آوردن چون کوهچه و باغچه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تصغیر در فرهنگ عمید

  • (ادبی) در دستور زبان، کوچک کردن معنی کلمه با اضافه کردن ادات تصغیر از قبیل «چه»، «ک»، و «و»، مانند دریاچه، پسرک، دخترو،
    [قدیمی] کوچک کردن، خرد و حقیر کردن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تصغیر در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

تصغیر در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَصْغِیر، کوچک کردن، حقیر نمودن، مُصَغَّر کردن،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه