معنی تسهیل

تسهیل
معادل ابجد

تسهیل در معادل ابجد

تسهیل
  • 505
حل جدول

تسهیل در حل جدول

  • آسان کردن،آسان سازی
مترادف و متضاد زبان فارسی

تسهیل در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آسان‌سازی، ساده‌سازی،
    (متضاد) مشکل‌آفرینی، مشکل‌سازی، آسان کردن، ساده کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تسهیل در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص م.) آسان کردن.
لغت نامه دهخدا

تسهیل در لغت نامه دهخدا

  • تسهیل. [ت َ] (ع مص) آسان گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). نرم و آسان گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آسان کردن. (زوزنی) (غیاث اللغات) (آنندراج). || آسان ساختن موضع را: سهل الموضع؛ جعله سهلا. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || تسهیل نزد علماء صرف و تجوید، آن است که همزه را بین آهنگ خود و بین حرف حرکت خود قرائت کنند یعنی همزه را بین همزه و واو اگر همزه مضموم باشد، و بین همزه و الف اگر همزه مفتوح باشد، و بین همزه و یا، اگر همزه مکسور باشد، قرائت کنند این نوع همزه را همزه ٔ بین بین نامند و برخی گفته اند: بین بین دو نوع است نوع دوم آن اینکه همزه بین آهنگ خود و بین حرف حرکت ماقبل خودقرائت شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تسهیل در فرهنگ عمید

  • سهل کردن، آسان کردن،
فارسی به انگلیسی

تسهیل در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

تسهیل در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آسانکرد (مصدر) آسان کردن سهل ساختن. جمع: تسهیلات.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه