معنی تره

تره
معادل ابجد

تره در معادل ابجد

تره
  • 605
حل جدول

تره در حل جدول

  • سبزی خرد کردنی
  • گَندَنا
  • از سبزیجات، سبزی خرد کردنی
فرهنگ معین

تره در فرهنگ معین

  • (تَ رِ) (اِ. ) گیاهی است دوساله بدون ساقه با برگ های دراز که جزء سبزی های خوردنی است. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تره در لغت نامه دهخدا

  • تره. [ت َ رْ رَ / ت َ رَ / رِ] (اِ) از «تر» + «ه » (پسوند پدید آورنده اسم از صفت) پهلوی ترک معرب آن ترج و طرج در شاهترج. (حاشیه ٔ برهان چ معین). هر سبزی که با طعام خورند عموماً و گندنا را گویند خصوصاً. (برهان). سبزی باشد که آن را با خوردنیها بخورند. (فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). هر سبزی بستانی عموماً و چغندر و اسفناج و جرجیر و کرفس و گندنا خصوصاً. (ناظم الاطباء). تره در تهران نوعی از سبزیهای خوردنی است. توضیح بیشتر ...
  • تره. [ت ُرْ رَ] (ع ص، اِ) ج، تراریه. (اقرب الموارد) (المنجد) (ناظم الاطباء). باطل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد) (المنجد). ناس تره، مردم باطل. (ناظم الاطباء). و رجوع به تُرَّهه و تُرّهات شود:
    چون زین زمانه کوفت یالت را
    کمتر کنی این دویدن تره.
    ناصرخسرو. توضیح بیشتر ...
  • تره. [ت َ] (اِ) دندانهای کلید را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). || گیاه تیزی را نیز گفته اند که بر سرهای دانه های جو و گندم درخوشه میباشد. و باین دو معنی با زای فارسی هم آمده است. (برهان). موهای تیزی که در خوشه بر سر دانه های جو و گندم است. (ناظم الاطباء). و رجوع به تژه شود. توضیح بیشتر ...
  • تره. [ت َ رَه ْ] (ع مص) در ترهات افتادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (ذیل اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تره در فرهنگ عمید

  • گیاهی دوساله با برگ‌های دراز و تاخورده. فاقد ساقه است و جزء سبزی‌های خوردنی به‌صورت خام مصرف می‌شود. در پختن خوراک‌های سبزی‌دار نیز به کار می‌رود. ویتامین b و c و آهن دارد. ملین است و دستگاه هاضمه را تقویت می‌کند، گندنا،
    * ترهٴ خراسانی: (زیست‌شناسی) = ترشک. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

تره در فارسی به انگلیسی

تعبیر خواب

تره در تعبیر خواب

  • از تره ها آن چه به طعم تلخ و ناخوش بود، دلیل بر مضرت کند. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
خواص گیاهان دارویی

تره در خواص گیاهان دارویی

  • مالیدن برگ آن با سرکه به پیشانی مانع خون دماغ است وبهتر است با گشنیز و کاسنی تازه خورده شود اگر به محل گزش زنبور مالیده شود مسکن است. از پیاز دیر هضم تر ونفاخ تر است قاطع خونریزی بینی به صورت چکاندن آن در بینی است. مصرف تره قبل وبعد از غذا باعث هضم ومانع ترش کردن است. در بیماری های ریوی اگر با جو و مرغ بصورت سوپ مصرف شود مناسب است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ گیاهان

تره در فرهنگ گیاهان

کالری خوراکی ها

تره در کالری خوراکی ها

گویش مازندرانی

تره در گویش مازندرانی

  • پاره – پارگی
  • بیچاره، راندن احشام
  • تلخ، یکی از غذاهای محلی
  • تو را – به تو
  • آبشار اوتره tere o نیز گفته می شود
  • نوعی سبزی تره
  • نهیب – تشر
فرهنگ فارسی هوشیار

تره در فرهنگ فارسی هوشیار

  • سبزی که با طعام خورند
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید