معنی ترمه

ترمه
معادل ابجد

ترمه در معادل ابجد

ترمه
  • 645
حل جدول

ترمه در حل جدول

  • پارچه ابریشمین گل و بوته دار
  • پارچه نفیس
مترادف و متضاد زبان فارسی

ترمه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پارچه ابریشمین گل‌وبوته‌دار
فرهنگ معین

ترمه در فرهنگ معین

  • (تِ مِ) (اِ. ) نوعی پارچه گرانبها که از الیاف بسیار لطیف بافته شود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ترمه در لغت نامه دهخدا

  • ترمه. [ت َ / ت ُ م ِ] (اِ) نمد زین را گویند که تکلتو باشد. (برهان). دو پاره نمد باشد که در زیر زین بدوزند و آنرا ادرم و ادرمه نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری) (انجمن آرا) (آنندراج). تکلتو که نمد زین باشد. (ناظم الاطباء). دوپاره نمد که در زیر زین دوزند و صحیح آترمه است مرادف آدرمه. (فرهنگ رشیدی). رشیدی این لفظ را غلط گفته و صحیح آترمه بمعنی ادرمه دانسته شاید مقصودش این است ت که لفظ مذکور لغت علیحده ای نیست بلکه مخفف آترمه است. توضیح بیشتر ...
  • ترمه. [ت ِ م َ / م ِ] (اِ) تیرمه و پارچه ٔ نفیسی که از کرک بافند. (ناظم الاطباء). قسمی پارچه ٔ سطبر ابریشمین. شال کشمیری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پارچه ٔ پشمی که قسمی از شال است و دارای رنگ های متعدد وگل و بوته است. (فرهنگ نظام). و رجوع به ترما شود. || کاغذ ترمه، قسمی کاغذ آهاردار زرافشان گرانبهای مشرقی شفاف و گاهی با خالهای زرین خرد که قباله ها بر آن نوشتندی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
  • ترمه. [ت ُ م َ] (ع اِ) رجوع به تِرم و دزی ج 1 ص 148 شود.

  • ترمه. [ت ُ م ِ] (اِخ) دهی است از دهستان و بخش سیمکان در شهرستان جهرم است که بر 7 هزارگزی شمال باختری کلاکلی و یکهزار و پانصدگزی باختر راه عمومی سیمکان به خفر قرار دارد. دامنه ای گرمسیر است و 85 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غله و برنج و خرما و مرکبات است. شغل مردم آنجا زراعت و باغداری و صنعت دستی آنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). توضیح بیشتر ...
  • ترمه. [ت ِ م َ] (اِخ) قصبه ای است در ولایت طربزون از کشور ترکیه واقع در ساحل رودترمه. سکنه ٔآن 4000 تن است. رجوع به قاموس اعلام ترکی ج 3 شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ترمه در فرهنگ عمید

  • تکتلو
  • شال، نوعی پارچۀ نفیس که از کرک لطیف بافته می‌شود،
فارسی به عربی

ترمه در فارسی به عربی

نام های ایرانی

ترمه در نام های ایرانی

  • دخترانه، نوعی پارچه با نقشهای بته جقه یا اسلیمی
گویش مازندرانی

ترمه در گویش مازندرانی

  • نام پرنده ای است، نوعی علف هرز
فرهنگ فارسی هوشیار

ترمه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نمد زین را گویند، پارچه نفیسی را که از کوک بافند
فرهنگ پهلوی

ترمه در فرهنگ پهلوی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید