معنی ترحیم

ترحیم
معادل ابجد

ترحیم در معادل ابجد

ترحیم
  • 658
حل جدول

ترحیم در حل جدول

  • طلب آمرزش برای مرده
مترادف و متضاد زبان فارسی

ترحیم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ختم، رحمت‌فرستادن، طلب آمرزش، رحم کردن، شفقت‌آوردن
فرهنگ معین

ترحیم در فرهنگ معین

  • رحم کردن، طلب آمرزش کردن. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص م.)]
لغت نامه دهخدا

ترحیم در لغت نامه دهخدا

  • ترحیم. [ت َ] (ع مص) مهربانی کردن بر کسی. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || رحمک اﷲ گفتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ترحم. (المنجد) (اقرب الموارد). طلب آمرزش کردن بر کسی، و ترحیم در این مورد فصیح تر از ترحم است. (از اقرب الموارد). و رجوع به ترحم شود.
    - مجلس ترحیم، در تداول فارسی امروز بمعنی مجلس سوگواری، عزاخانه، مجلس ختم و پرسه است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ترحیم در فرهنگ عمید

  • رحمت و درود فرستادن برای مرده،
    [قدیمی] مهربانی کردن،
    [قدیمی] درود فرستادن،
    [قدیمی] طلب آمرزش کردن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

ترحیم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مهربانی کردن بر کسی، طلب آمرزش کردن بر کسی
فرهنگ فارسی آزاد

ترحیم در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَرْحِیم، رحم کردن، طلب آمرزش نمودن، دُرود فرستادن،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه