معنی تحاشی

تحاشی
معادل ابجد

تحاشی در معادل ابجد

تحاشی
  • 719
حل جدول

تحاشی در حل جدول

  • انکار کردن، نپذیرفتن، خودداری کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

تحاشی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اجتناب، احتراز، استنکاف، امتناع‌ورزی، امتناع، انکار، پرهیز، خودداری، دوری، امتناع ورزیدن، پرهیز کردن، دوری کردن، امتناع کردن، دوری جستن، خودداری کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تحاشی در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص ل.) پرهیز کردن، خودداری کردن.
لغت نامه دهخدا

تحاشی در لغت نامه دهخدا

  • تحاشی. [ت َ] (ع مص) به یک سو شدن. (دهار) (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء). تنزه از چیزی. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || حاشا گفتن و ابا و امتناع و انکار و عدم قبول. (ناظم الاطباء). || کناره کردن از چیزی با ترس. مثال: فلان از من تحاشی میکند. این معنی مخصوص فارسی است. (فرهنگ نظام): رعیت کرمان از شکایت امیر فخرالدین عباس، تحاشی می نمودند. (المضاف الی بدایع الازمان ص 35).
    - سخن یا دشنام بی تحاشی، سخن یا دشنام بی پروا: طایفه ٔ رندان بخلاف درویشی بدرآمدند و سخنان بی تحاشی گفتند و بزدند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تحاشی در فرهنگ عمید

  • منکر شدن،

    دوری کردن، پرهیز کردن، از چیزی دوری گزیدن،
فرهنگ فارسی هوشیار

تحاشی در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

تحاشی در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَحاشِی، حاشا کردن، جدائی و دوری نمودن، اِمتناع کردن،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه