معنی تجلیل

تجلیل
معادل ابجد

تجلیل در معادل ابجد

تجلیل
  • 473
حل جدول

تجلیل در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تجلیل در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اجلال، احترام، بزرگداشت، تبجیل، تعظیم، تکریم، بزرگ‌داشتن،
    (متضاد) تحقیر، خوارداشت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تجلیل در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص م.) بزرگ داشتن، احترام گذاشتن.
لغت نامه دهخدا

تجلیل در لغت نامه دهخدا

  • تجلیل. [ت َ] (ع مص) فراگرفتن. (صحاح جوهری) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). همه را فرارسیدن و بپوشانیدن چیزی. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). فراز گرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بپوشانیدن چیزی و فراز گرفتن. (آنندراج): جلل المطر الارض، اذا عمها و طبقها فلم یدع شیئاً الا غطی علیه. (اقرب الموارد). || جل بر ستور افکندن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (صحاح جوهری) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (آنندراج). پوشانیدن اسب را. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تجلیل در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

تجلیل در فارسی به انگلیسی

  • Enthronement, Glorification, Kudos, Mention
فارسی به عربی

تجلیل در فارسی به عربی

  • احتفال، اعلاء، تمجید، ولاء، إجلالٌ
فرهنگ فارسی هوشیار

تجلیل در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فرا گرفتن، بپوشاندن چیزی و فراز گرفتن، بزرگ کردن، احترام گذاشتن. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

تجلیل در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید