معنی تباه شدن

تباه شدن
معادل ابجد

تباه شدن در معادل ابجد

تباه شدن
  • 762
حل جدول

تباه شدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تباه شدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ضایع گشتن، فاسد شدن، خراب شدن، ویران گشتن، تلف‌شدن، نفله شدن، نابود گشتن، هلاک شدن. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تباه شدن در لغت نامه دهخدا

  • تباه شدن. [ت َ ش ُ دَ] (مص مرکب) فاسد شدن. (ناظم الاطباء). تباه گشتن. تباه گردیدن. ضایع شدن. خراب گشتن. مختل شدن. اختلال پیدا کردن:
    دل ایشان را ناچار نگه باید داشت
    گویم امروز نباید که شود عیش تباه.
    فرخی.
    زمانه رغم مرا ای به رخ ستیزه ٔ ماه
    خطی کشید بر آن عارض سپید چوماه
    گمانش آنکه تبه کرد جای بوسه ٔ من
    ز غالیه نشود جایگاه بوسه تباه.
    فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 357).
    هرچه خورشید فراز آمد وبر دوست بتافت
    بشدش کالبد از پرتو خورشید تباه. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

تباه شدن در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

تباه شدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) فاسد شدن ضایع گرداندن، پوسیدن گندیدن، ویران شدن. -4 نابود گردیدن هلاک شدن. -5 خشمگین شدن، پریشان شدن دل مشغول گردیدن. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید