معنی تانی

تانی
معادل ابجد

تانی در معادل ابجد

تانی
  • 461
حل جدول

تانی در حل جدول

  • درنگ کردن، آهستگی
مترادف و متضاد زبان فارسی

تانی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آهستگی، ایست، تاخیر، تمجمج، درنگ، طمانینه، کندی، مکث، آهسته، کند، یواش، آهستگی، تاخیر، سستی، درنگ کردن، تاخیر کردن، سستی کردن. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تانی در لغت نامه دهخدا

  • تانی. (ضمیر) (از تان + یای مجهول) بهار در سبک شناسی آرد: در قزوین لهجه ای است که ضمایر متکلم معالغیر و جمع مخاطب و جمع مغایب را بشکل مان، تان، شان می آورند ولی در ادبیات ظاهراً بسیار نادر و شاذ است و بیشتر در نثر فارسی این ضمیر را در متکلم معالغیر و دوم شخص جمع بایاء مجهول ترکیب میکرده اند چون: کردمانی و کردتانی. و این مخصوص بلعمی است و کشف المحجوب و اسرارالتوحیدو تذکرهالاولیاء نیز آورده اند ولی در مقدمه ٔ شاهنامه و تاریخ سیستان و گردیزی و بیهقی نیست و در شعر نیزبنظر حقیر نرسیده است، اما بعید نیست که با همه ٔ ثقیلی که دارد باز هم در شعری آمده باشد، و نیز بعید نیست که در جمع مغایب ماضی نیز این صیغه ساخته شده باشد و کردشانی نیز آمده باشد ولی بنظر حقیر نرسیده است. توضیح بیشتر ...
  • تانی. (ع ص) مقیم بجایی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || دهقان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، تُنّاء. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تانی در فرهنگ عمید

  • درنگ کردن، به آهستگی و آرامی کاری کردن،

    آهستگی،
فارسی به انگلیسی

تانی در فارسی به انگلیسی

ترکی به فارسی

تانی در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

تانی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • درنگ کردن، انتظار نمودن درنگ دیر کاری آهستگی سستی سستکاری گیاخن ‎ (مصدر) درنگ کردن ایست کردن آهسته کردن، سستی کردن تاخیر کردن، (اسم) آهستگی درنگ، تاخیر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

تانی در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَأَنِّی، درنگ کردن، بآهستگی کارکردن، آهستگی،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید