معنی بی مهار

بی مهار
معادل ابجد

بی مهار در معادل ابجد

بی مهار
  • 258
حل جدول

بی مهار در حل جدول

لغت نامه دهخدا

بی مهار در لغت نامه دهخدا

  • بی مهار. [م َ] (ص مرکب) (از: بی + مهار) بدون افسار. که افسار ندارد. || کنایه از بی قید و بند. بی بند و بار. سرخود:
    چندین در معصیت مدو بچپ وراست
    چون شتر بی مهار و اسب بی افسار.
    ناصرخسرو.
    طلقت الابل طلاقاً؛ بی مهار شدن شتران. (از منتهی الارب). رجوع به مهار شود. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بی مهار در فارسی به انگلیسی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید