معنی بی ریا

بی ریا
معادل ابجد

بی ریا در معادل ابجد

بی ریا
  • 223
حل جدول

بی ریا در حل جدول

لغت نامه دهخدا

بی ریا در لغت نامه دهخدا

  • بی ریا. [] (ص مرکب) (از: بی + ریا) مخلص و راستباز و صادق. (آنندراج). صادق. مخلص. راست و باصداقت. (ناظم الاطباء). بدون تظاهر و خودنمائی:
    اختیار دست او جود است جود بی ریا
    اعتقاد رای او عدلست عدل بی عوار.
    منوچهری.
    زین جهانداران و شاهان و خداوندان ملک
    هر که نبود بنده ٔ تو بی ریا و بی نفاق
    هریکی را مال گردد بی ربا دادن حرام
    هر یکی را زن شود بی هیچ گفتاری طلاق.
    منوچهری.
    پس از آن آمدن بدرگاه عالی از دل و بی ریا. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 332). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بی ریا در فرهنگ عمید

  • کسی که دورویی و ظاهرسازی نکند،
فارسی به انگلیسی

بی ریا در فارسی به انگلیسی

  • Easy, Genuine, Guileless, Homely, Ingenuous, Native, Sincere
فارسی به عربی

بی ریا در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

بی ریا در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

بی ریا در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

بی ریا در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

بی ریا در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید