معنی بیدستر

بیدستر
معادل ابجد

بیدستر در معادل ابجد

بیدستر
  • 676
حل جدول

بیدستر در حل جدول

فرهنگ معین

بیدستر در فرهنگ معین

  • (دَ تَ) (اِمر. ) پستانداری از راسته جوندگان که نسبتاً بزرگ است با وزن بیست کیلوگرم و قد هفتادوپنج سانتیمتر، موهای بدنش زیباست و به همین مناسبت شکار می شود. سگ آبی. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بیدستر در لغت نامه دهخدا

  • بیدستر. [دَ ت َ] (اِ مرکب) (از: بی + دست + ار = اره، بی اره) (فرهنگ فارسی معین). نام حیوانی است بحری که هم در آب و هم در خشکی زندگانی تواند نمود و خصیه ٔ او را آش بچگان (خایه ٔ سگ آبی) گویند و بترکی آن جانور را قندز خوانند. (برهان). نام حیوانی است شبیه بسگ که خایه های آویخته دارد و بیشتر در آبها متکون شود و گاهی نیز بخشکی آید و در آفتاب بخسبد جمعی بر لب آبها و دریاها در حفره ای کمین کنند چون وی بیرون آید و بخسبد برخیزند و چوبی بر وی زنند وی بیفتد و خصیتین او را بریده ببرند و او را سگ آبی گویند و بترکی قندز نامند و خصیه ٔ او را بپارسی گند بیدستر خوانند چه گند بمعنی خایه است و عربان گند را به جند معرب کرده اند و آن در دواها بکار رود و در دفع امراض بلغمی و سودائی مفید است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بیدستر در فرهنگ عمید

  • حیوانی پستاندار، از راستۀ جوندگان با سر گِرد، گوش‌های کوچک، پاهای پرده‌دار، دم پَهن، پوست لطیف، و موهای خرمایی که در آب به‌خوبی شنا می‌کند و در کنار رودخانه‌ها به‌طور دسته‌جمعی خانه‌های محکم دو طبقه برای خود می‌سازند. در زیر شکمش غده‌ای (= جندِ بیدستر، خایۀ سگ آبی) قرار دارد که در طب قدیم به کار می‌رفت، سگ آبی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

بیدستر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) پستانداری از راسته جوندگا که نسبه بزرگ است و بوزن 2 کیلوگرم میرسد. موهای بدنش زیباست و بهمین مناسب شکار میشود. پاهای خلفیاش پرده دار است و برای شنای حیوان مورد استفاده قرار میگیرد. بادستر بتر و بر بی دست و پا (ی) (صفت) آنکه دست و پا ندارد، بیعرضه بی کفایت، بی قوت بیزور. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

بیدستر در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید