معنی بوزینه

بوزینه
معادل ابجد

بوزینه در معادل ابجد

بوزینه
  • 80
حل جدول

بوزینه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بوزینه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بهنانه، عنتر، میمون، نسناس،

    (متضاد) شامپانزه، گوریل
فرهنگ معین

بوزینه در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بوزینه در لغت نامه دهخدا

  • بوزینه. [ن َ / ن ِ] (اِ) میمون را گویند. (برهان). کنیت میمون که آنرا بفارسی کپی خوانند. بوزینه مخفف ابوزینه. (از غیاث) (آنندراج). پهنانه. (فرهنگ اسدی). ابوخالد. ابوحبیب. ابوخلف. ابوزنه. ابوقشه. ابوقیس. (المرصع). کپی. قرد. حمدونه. شادی. بوزنه. (یادداشت بخط مؤلف): هرکه بتکلیف کاری کند که سزای آن نباشد بدو آن رسد که بدان بوزینه رسید. (کلیله و دمنه). بوزینه بر چوب نشست و بریدن گرفت. (کلیله و دمنه).
    کافران اندر مری بوزینه طبع
    آفتی آمد درون سینه طبع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بوزینه در فرهنگ عمید

  • نوعی میمون کوچک دم‌دار با ران‌های بی‌مو که در آسیا و افریقا زیست می‌کند، انتر، پهنانه، مهنانه، کبی، کپی، گپی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بوزینه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

بوزینه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

بوزینه در فارسی به عربی

تعبیر خواب

بوزینه در تعبیر خواب

  • وزینه در خواب، دلیل بر دشمنی فریبنده و ملعون است. اگر دید بر بوزینه نشسته بود و آن بوزینه مطیع او بود، دلیل که بر دشمن غالب شود و او را قهر کند. اگر دید با بوزینه نبرد می کرد و بر وی چیره شد، دلیل که بیمار شود و از آن شفا نیابد، یا عیبی بر تن او پدید آید که از آن خلاصی نیابد. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • گر دید بوزینه را بکشت، دلیل که دشمن را قهر کند. اگر دید گوشت او بخورد، دلیل که در رنجی و غیبی گرفتار آید. اگر دید کسی بوزینه به وی بخشید، دلیل که کسی دشمنی او ظاهر کند. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • اگر دید بوزینه را بکشت، دلیل که بیمار شود و زود شفا یابد. اگر دید که بوزینه بر اسب نشسته بود، دلیل که جهودی با زن او فساد کند. و بوزینه ماده زنی مفسده و جادوگر است. اگر دید که بوزینه به خانه درآمد، دلیل که او را جادو کنند. اگر دید بوزینه با وی سخن گفت، دلیل که زن با وی دراز زبانی کند. اگر دید بوزینه او بگزید، دلیل که بیمار شود یا از عیال خود دشنام شنود. اگر دید بوزینه به وی چیزی داد تا بخورد، دلیل که مال خویش را بر اهل بیت هزینه کند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

بوزینه در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

بوزینه در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید