معنی بنده

بنده
معادل ابجد

بنده در معادل ابجد

بنده
  • 61
حل جدول

بنده در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بنده در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • عبد، عبید، مربوب، مملوک،
    (متضاد) آزاد، آزاده، حر، آفریده، مخلوق، چاکر، خادم، خدمتکار، خدمتگزار، غلام، گماشته، مستخدم، نوکر، اسیر، برده، زرخرید،
    (متضاد) آزاد، آزاده، حر، مقهور، مطیع، حلقه‌درگوش، فرمان‌بردار، این‌جانب، من بنده‌نواز. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بنده در فرهنگ معین

  • مخلوق خداوند، برده، نوکر، غلام، مطیع، فرمانبردار، من، اینجانب. [خوانش: (بَ دِ) [په. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بنده در لغت نامه دهخدا

  • بنده. [ب َ دَ / دِ] (اِ) پهلوی «بندک ». پارسی باستان «بندکه ». از مصدر بستن، جمع آن بندگان. در پهلوی «بندکان ». عبد. غلام. مقابل آزاد. (حاشیه ٔبرهان قاطع چ معین). مرکب از بند و ها که کلمه ٔ نسبت است و وضع آن در اصل برای عبید و جواری بوده زیرا که در بند آیند و بفروخت میروند و جمع آن به الف و نون قیاسی است و به ها و الف نیز آمده. (غیاث) (از آنندراج). مقابل خواجه. سید و مولی. (یادداشت بخط مؤلف). بنده. فتی. عبد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بنده در فرهنگ عمید

  • غلام زرخرید، غلام، چاکر، برده،
    انسان نسبت به خداوند،
    لقبی که گوینده برای تواضع به خود می‌دهد، من: بنده چندین بار خدمت رسیدم،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بنده در فارسی به انگلیسی

  • Bondman, Helot, Slave, Thrall, Vassal
فارسی به عربی

بنده در فارسی به عربی

تعبیر خواب

بنده در تعبیر خواب

  • هر که بنده نابالغ را به خواب بیند که بالغ شده است، دلیل است که آزاد شود. اگر کسی بیند بنده خودرا آزاد کرد، دلیل که زود از دنیا برود. اگر بیند بنده را که خواجه بفروخت، دلیل که غمگین و مستمند شود. اگر بیند بنده را بفروخت، دلیل که شادمان شود. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

بنده در گویش مازندرانی

  • آویزی از ریسمان که خوراک را در آن می نهادند تا فاسد نشود
فرهنگ فارسی هوشیار

بنده در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

بنده در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید