معنی برزن

برزن
معادل ابجد

برزن در معادل ابجد

برزن
  • 259
حل جدول

برزن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

برزن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • کوچه، کوی، محله، ناحیه، شهرداری منطقه
فرهنگ معین

برزن در فرهنگ معین

  • (بَ زَ) (اِ.) کوی، محله.
لغت نامه دهخدا

برزن در لغت نامه دهخدا

  • برزن. [ب َ زَ] (اِ) برزین. کوی. (صحاح الفرس). کوچه و محله. (برهان). کوچه. (غیاث اللغات). سرکوچه و محلت باشد. (اوبهی). محلت. (صحاح الفرس). قسمی از شهر. محله:
    آمد آن نوبهار توبه شکن
    پرنیان گشت باغ و برزن و کوی.
    رودکی.
    جهان شد پر از شادی و خواسته
    در و بام هر برزن آراسته.
    فردوسی.
    بی اندازه در شهر ما برزن است
    بهر برزنی ده هزاران زن است.
    فردوسی.
    زهر برزنی مهتری را بخواند
    به دروازه بر پاسبانان نشاند.
    فردوسی.
    با نیکوان برزن اگر برزند به حسن
    هر چند برزنند هم او میر برزن است. توضیح بیشتر ...
  • برزن. [ب َ زَ] (اِخ) نام قریه ای به مرو متصل به بزماقان. || نام قریه ٔ دیگری به مرو متصل به باغ در دو فرسنگی مرو. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
  • برزن. [ب ِ زَ] (اِ) تابه که از گل سازند و نان بر بالای آن پزند. (برهان):
    بر سفره ٔ سخای تو خورشید و مه دو نان
    در مطبخ نوال تو افلاک برزن است.
    قریع الدهر (از آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برزن در فرهنگ عمید

  • قسمتی از شهر شامل چند خیابان و کوچه، کوی، محله،
    شعبه‌ای از شهرداری که به امور یک کوی یا محله رسیدگی می‌کند،. توضیح بیشتر ...
  • بریجن
فارسی به انگلیسی

برزن در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

برزن در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید