معنی بردباری

بردباری
معادل ابجد

بردباری در معادل ابجد

بردباری
  • 419
حل جدول

بردباری در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بردباری در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تاب، تحمل، حلم، حوصله، شکیب، شکیبایی، صبر، صبوری، طاقت،
    (متضاد) ناشکیبایی، کم‌حوصلگی، ناشکیبی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بردباری در فرهنگ معین

  • بارکشی، صبر، شکیبایی. [خوانش: (~.) (حامص.)]
لغت نامه دهخدا

بردباری در لغت نامه دهخدا

  • بردباری. [ب ُ] (حامص مرکب) حلم. (دهار) (آنندراج). تحمل. (آنندراج). تاب و تحمل (ناظم الاطباء). احتمال. (یادداشت بخط مؤلف). صبر. شکیبائی. (آنندراج) (ناظم الاطباء). شکیب:
    سر مردمی بردباری بود
    سبک سر همیشه بخواری بود.
    فردوسی.
    اگر بردباری و بخشایش است
    که تن را بدو نام و آسایش است.
    فردوسی.
    اگر بردباری زحد بگذرد
    دلاور گمانی بسستی برد.
    فردوسی.
    با بردباری طبع او متفق
    با نیکنامی جود او مقترن.
    فرخی.
    تو خوارکار ترکی من بردبار عاشق
    زشت است خوارکاری خوب است بردباری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بردباری در فرهنگ عمید

  • صبر، تحمل، تاب‌وطاقت، شکیبایی،
فارسی به انگلیسی

بردباری در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بردباری در فارسی به عربی

  • ثبات، صبر، صله، فلسفه
فرهنگ فارسی هوشیار

بردباری در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ بارکشی، تحمل تاب و طاقت. -3 صبر شکیبایی.
فارسی به آلمانی

بردباری در فارسی به آلمانی

  • Grundanschauung (f), Philosophie (f), Weltanschauung (f)
واژه پیشنهادی

بردباری در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید