معنی برخورد کردن
لغت نامه دهخدا
برخورد کردن. [ب َ خوَر / خُرْ ک َ دَ] (مص مرکب) تصادف کردن. ملاقات کردن. رجوع به برخورد و برخوردن شود.
حل جدول
تصادف
مترادف و متضاد زبان فارسی
برخوردن، به هم رسیدن، ملاقات کردن، تصادف کردن، تصادم کردن، تلاقی کردن، مصادفشدن
فارسی به انگلیسی
Smash
فارسی به ترکی
çarpışmak, çatışmak, rastlamak
فرهنگ فارسی هوشیار
(مصدر) بهم رسیدن دو یا چند تن همدیگر را دیدن.
فارسی به ایتالیایی
معادل ابجد
1286



