معنی برخاسته

برخاسته
معادل ابجد

برخاسته در معادل ابجد

برخاسته
  • 1268
حل جدول

برخاسته در حل جدول

فرهنگ معین

برخاسته در فرهنگ معین

  • (بَ تِ) (ص مف.) ایستاده، برپا.
لغت نامه دهخدا

برخاسته در لغت نامه دهخدا

  • برخاسته. [ب َ ت َ / ت ِ] (ن مف مرکب) ایستاده و برپا. (فرهنگ فارسی معین). بلند شده. (ناظم الاطباء).
    - برخاسته خاطری، آزرده دلی و رنجش خاطر. (آنندراج).
    - برخاسته شدن، بلند گردیده شدن و بلند شدن مانند غوغای جمعیت. (ناظم الاطباء). || متورم. دمیده: و گوشت روی و رگهای گردن دمیده و برخاسته شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی). || مهیّا و آماده:
    خود تو آماده بدی برخاسته
    جنگ او را خویشتن آراسته.
    رودکی (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی).
    و رجوع به برخاستن شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برخاسته در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

برخاسته در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

برخاسته در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید