معنی برابری

برابری
معادل ابجد

برابری در معادل ابجد

برابری
  • 415
حل جدول

برابری در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

برابری در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تساوی، عدالت، مساوات، معادله، همتایی، همسانی، هم‌سنگی، هم‌وزنی، تطابق، مطابقت، تعادل،
    (متضاد) نابرابری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

برابری در فرهنگ معین

  • جستن (~. جُ تَ) (مص ل.) مقابله کردن.
لغت نامه دهخدا

برابری در لغت نامه دهخدا

  • برابری. [ب َ ب َ] (حامص مرکب) تعادل. تساوی. یکسانی. مساوات. (ناظم الاطباء) (از آنندراج). همسری. (آنندراج). همتایی. همسنگی:
    با روی تو ماه آسمان را
    امکان برابری ندیدم.
    سعدی.
    - برابری کردن، مساوات و همسری و یکسانی نمودن با کسی. (آنندراج):
    خورشید را سخی چو تو دانند مردمان
    خورشید با تو کرد نیارد برابری.
    فرخی.
    سپهر با تو برفعت برابری نکند
    که شرمسار شود مدعی بلا برهان.
    سعدی.
    جز صورتت در آینه کس را نمیرسد
    با طلعت بدیع تو کردن برابری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برابری در فرهنگ عمید

  • برابر بودن، هم‌وزن یا هم‌سر بودن،
    روبه‌رو شدن،
    * برابری کردن: (مصدر لازم)
    با کسی روبه‌رو شدن،
    دعوی هم‌سنگی و هم‌زوری ‌کردن،
    ستیزه کردن،
    همدوش و هم‌ردیف بودن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

برابری در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

برابری در فارسی به عربی

  • ربطه، مساواه، معدل، مقارنه
گویش مازندرانی

برابری در گویش مازندرانی

  • برابر، هم سان، از روبرو و از مقابل ظاهر شدن
فرهنگ فارسی هوشیار

برابری در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ برابربودن تساوی، هموزنی همسنگی تساوی، همواری، همدوشی همسانی همردیفی، تطابق مطابق بودن معادل بودن. برابری سال 1340 هجری شمسی با 1381 هجری قمری. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

برابری در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید