معنی بدیهه

بدیهه
معادل ابجد

بدیهه در معادل ابجد

بدیهه
  • 26
حل جدول

بدیهه در حل جدول

  • ناگهان سرایی، سخن یا شعر بی تامل گفتن
فرهنگ معین

بدیهه در فرهنگ معین

  • (بَ هِ) [ع. بدیهه] (اِ.) بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن.
لغت نامه دهخدا

بدیهه در لغت نامه دهخدا

  • بدیهه. [ب َ هََ / هَِ] (از ع، اِ) ناگاه و نااندیشیده گفتن چیزی و یا خواندن شعری. هر چیزی که بگویند و یا بکنند بدون تأمل و تفکر و بدون یادآوری و فی الفور. ناگاه. بخیال خود. زودانداز. (ناظم الاطباء). بدیهه. بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن. نیندیشیده. (فرهنگ فارسی معین). در اصطلاح بلغاء آن است که منشی یا شاعر کلام را بی رویت و فکر انشاء کندو این را ارتجال نیز نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). انشای شعری یا لطیفه ای بحسب مقتضای مقام بی فکر وتأمل. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بدیهه در فرهنگ عمید

  • بدون طول تفکر، سخن یا شعر گفتن،
    (اسم) (ادبی) شعر و سخنی که بدون تٲمل گفته شود، زودانداز،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

بدیهه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خود آی آمده فرق سخن عشق و خرد خواستم از دل ‎- گفت } آمده { دیگر بود و } ساخته { دیگر (شریف) نااندیش ناگه آی ناگه آینده زود انداز بنگرید به بداهه (اسم) بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن نیندیشیده نا اندیش. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه