معنی بدکار

بدکار
معادل ابجد

بدکار در معادل ابجد

بدکار
  • 227
حل جدول

بدکار در حل جدول

  • شرور، شریر، بدکردار
  • بدروش، شریر
مترادف و متضاد زبان فارسی

بدکار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آلوده‌دامن، بدعمل، بدفعال، بدفعل، بدجنس، بدرفتار، بدروش، بدکردار، بدکنش، تبهکار، خبیث، شرور، شریر، طالح، فاجر،
    (متضاد) نیک‌کردار، صالح. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بدکار در لغت نامه دهخدا

  • بدکار. [ب َ] (ص مرکب) آنکه مرتکب کارهای بد شود. بدکردار. بدفعل. بدعمل. بدفعال. (فرهنگ فارسی معین). گنهکار. (آنندراج). طالح. مسی ٔ. (یادداشت مؤلف):
    نگون بخت را زنده بر دار کرد
    دل مرد بدکار بیدار کرد.
    فردوسی.
    یکی مرد خونریز و بدکار و دزد
    بخواهی ز من چشم داری بمزد.
    فردوسی.
    همان تور بدکار برگشته بخت. شنیدم که ساز شبیخون گرفت.
    فردوسی.
    بداندیش و بدکار و بدگوهرند
    بدین پادشاهی نه اندر خورند.
    فردوسی.
    همیشه تا نبود خوب کار چون بدکار
    چنان کجا نبود نیکخواه چون بدخواه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بدکار در فرهنگ عمید

  • بدعمل، بدکردار، شریر، گنهکار، کسی که مرتکب کارهای زشت و ناپسند می‌شود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بدکار در فارسی به انگلیسی

  • Evildoer, Nefarious, Roguish, Rotten
فارسی به عربی

بدکار در فارسی به عربی

  • سریر، سیی، شریر، شنیع
فرهنگ فارسی هوشیار

بدکار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آنکه مرتکب کارهای بد شود، بدکردار، بدفعل، گنه کار
فارسی به ایتالیایی

بدکار در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

بدکار در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

بدکار در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید