معنی بدهکار

بدهکار
معادل ابجد

بدهکار در معادل ابجد

بدهکار
  • 232
حل جدول

بدهکار در حل جدول

فرهنگ معین

بدهکار در فرهنگ معین

  • دارای بدهی، مدیون. [خوانش: (بِ دِ بِ) (اِمص.) (عا.)]
لغت نامه دهخدا

بدهکار در لغت نامه دهخدا

  • بدهکار. [ب ِ دِ] (ص مرکب) مقروض و وامدار. (ناظم الاطباء). کسی که بدیگری پولی رامقروض است. (از اصطلاحات فرهنگستان). مدیون. غریم. فام دار. مقابل طلبکار و بستانکار. (یادداشت مؤلف).
    - امثال:
    بدهکار را که بحال خود گذاشتی طلبکار می شود. (امثال و حکم دهخدا ج 1 ص 407).
    || (اصطلاح بانک محاسبه ٔ برداشتها و بدهکاریهای مشتری که در ستون بدهکار یادداشت کنند. مقابل بستانکار. (فرهنگ فارسی معین). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بدهکار در فرهنگ عمید

  • وام‌دار، قرض‌دار، مدیون، کسی که چیزی یا پولی وام دارد و باید بدهد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بدهکار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بدهکار در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

بدهکار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مدیون، کسی که بدیگری پولی را مقروض است، قرضدار
فارسی به ایتالیایی

بدهکار در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

بدهکار در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید