معنی بالادست

بالادست
معادل ابجد

بالادست در معادل ابجد

بالادست
  • 498
حل جدول

بالادست در حل جدول

  • رئیس، مافوق، برتر
مترادف و متضاد زبان فارسی

بالادست در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بالا، سمت بالا،
    (متضاد) پایین دست، سرکرده، رئیس، مافوق، برتر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بالادست در فرهنگ معین

  • (دَ) (اِمر.) طرف بالاتر.
لغت نامه دهخدا

بالادست در لغت نامه دهخدا

  • بالادست. [دَ] (ص مرکب) مقابل پایین دست. مقابل زیردست. مقابل فرودست. || برتر. (آنندراج). حریف غالب. (غیاث اللغات) (برهان). قوی. (آنندراج) (هفت قلزم) (ناظم الاطباء). شخص متبوع و بزرگتر در کاری. (فرهنگ نظام):
    عشق بالادست بر خاک از وجود ما نشست
    از گهر گرد یتیمی بر رخ دریا نشست.
    صائب.
    || هر چیز نفیس و بهتر و کامل. (غیاث اللغات). هر چیزی که نفاست تمام دارد. (برهان قاطع). نیکو. بهتر. (آنندراج) (فرهنگ نظام). گرانمایه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بالادست در فرهنگ عمید

  • بالا، قسمت بالایی،
    بالای مجلس که جای نشستن بزرگان است،
    (صفت) [قدیمی] چیره،
    (صفت) [قدیمی] نفیس، عالی، گران‌بها،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بالادست در فارسی به انگلیسی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید