معنی باریک

باریک
معادل ابجد

باریک در معادل ابجد

باریک
  • 233
حل جدول

باریک در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

باریک در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • کم‌حجم، کم‌قطر، نازک،
    (متضاد) ضخیم، ستبر، تنگ، کم‌عرض،
    (متضاد) پهن، لاغر، نزار،
    (متضاد) چاق، باریک‌میان، خمیص، رقیق،
    (متضاد) پرمایه، دقیق، حساس، وخیم، خطرناک. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

باریک در فرهنگ معین

  • کم عرض، کم پهنا، نازک، دقیق. [خوانش: (ص.)]
  • میان (ص.) کمر باریک.
لغت نامه دهخدا

باریک در لغت نامه دهخدا

  • باریک. (ص) نازک و لطیف چون کمر و لب. بارک مخفف آنست. (آنندراج). نازک. (ارمغان آصفی). میرحسن دهلوی گوید:
    لب باریک تو زیر خط شبگون دیدم
    چو هلالی که شبانگاه برون می آید.
    (آنندراج).
    هر چیز دراز و گرد و کم قطر مقابل کلفت و نافذ. نازک. (ناظم الاطباء). نازک و لطیف و ظریف. (دِمزن). هضم. (دهار) (ترجمان القرآن). ضد ستبر. مقابل پهن. هر چیزی که از جانب طول لاغر باشد: انگشتان باریک:
    چو سی روز گردش بپیمایدا [ماه]
    دو روز و دو شب روی ننمایدا
    پدید آید آنگاه باریک و زرد
    چو پشت کسی کو غم عشق خورد. توضیح بیشتر ...
  • باریک. (اِخ) سرداری که بر بغداد استیلا یافت. (حبیب السیر چ خیام ج 3 صص 492-493). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

باریک در فرهنگ عمید

  • نازک، کم‌پهنا، کم‌قطر،

    [مجاز] دقیق،

    [مجاز] لاغر،
فارسی به انگلیسی

باریک در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

باریک در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

باریک در فارسی به عربی

  • رشیق، رقیق، سعری، شریحه، ضیق، عرض، مضیق
گویش مازندرانی

باریک در گویش مازندرانی

  • از طوایف و تیره های ساکن در کتول
فرهنگ فارسی هوشیار

باریک در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نازک و لطیف چون کمر و لب (صفت) کم عرض کم پهنا مقابل پهن. عریض، کم قطر کم حجم مقابل ضخیم کلفت، لاغر. -4 نازک دقیق. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

باریک در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

باریک در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید