معنی بادبان

بادبان
معادل ابجد

بادبان در معادل ابجد

بادبان
  • 60
حل جدول

بادبان در حل جدول

  • خیمه کشتی، شراع، گریبان، سرآستین
  • شراع
مترادف و متضاد زبان فارسی

بادبان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • شراع، سفینه، کشتی، جیب، گریبان، سرآستین
فرهنگ معین

بادبان در فرهنگ معین

  • پارچه ای که به دکل کشتی بندند تا با وزیدن باد کشتی به حرکت درآید، شراع، آستین، گریبان، قبا، کنایه از: آدم سبکسری که با مردم موأنست کند، پیاله، ساغر، پس و پیش گریبان. [خوانش: (اِمر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بادبان در لغت نامه دهخدا

  • بادبان. (اِ مرکب) پرده ای باشد که بر تیر کشتی بندند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). جامه ای که در رخ باد در جهاز و کشتی بندند از جهت سرعت سیر. (شرفنامه ٔ منیری). تیر که بوقت جستن باد در کشتی راست دارند و جامه بر آن آویزند تا در رفتن خطا نکند و بشتاب رود. (صحاح الفرس). جَل ّ. شراع. قِلع. (منتهی الارب):
    سخن لنگر و بادبانش خرد
    بدریا خردمند چون بگذرد.
    فردوسی.
    چو هفتاد کشتی برو ساخته
    همه بادبانها برافراخته.
    فردوسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بادبان در فرهنگ عمید

  • پرده‌ای که در کشتی بادی نصب می‌کنند برای استفاده از قوۀ وزش باد جهت حرکت دادن کشتی، خیمۀ کشتی، شراع،
    [قدیمی] گریبان،
    [قدیمی] سرآستین،
    * بادبان اخضر:
    بادبان سبز،
    [قدیمی، مجاز] آسمان،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بادبان در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

بادبان در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

بادبان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پرده ای است که بر تیر کشتی می بندند، خیمه کشتی
فارسی به ایتالیایی

بادبان در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

بادبان در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید