معنی بات

بات
معادل ابجد

بات در معادل ابجد

بات
  • 403
حل جدول

بات در حل جدول

  • بُرنده و تیز
  • تیز و برا
  • واحد پول تایلند
  • واحد پول تایلند، برنده و تیز، تیز و برا
لغت نامه دهخدا

بات در لغت نامه دهخدا

  • بات. [بات ت] (ع ص) لاغر. (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنکه بر نتواند خاست از نزاری. || منقطع، و منه طلاق بات و بیع بات. (آنندراج) (ناظم الاطباء). طلاق بات یعنی طلاق بائن که رجعت در آن روا نباشد. و بیع بات، معامله ای که اختیار فسخ در آن نبود. || سخت گول. (آنندراج) (ناظم الاطباء). احمق. توضیح بیشتر ...
  • بات. (ع اِ) کاروانسرا. مهمانخانه. (ناظم الاطباء).

  • بات. (اِخ) بَث. باث. نام شهریست در انگلستان که در ناحیه ٔ سمرست بر نهر آون در 17هزارگزی مشرق بریستول و در 160هزارگزی جنوب غربی لندن واقع شده و یکی از شهرهای زیبای اروپا میباشد. جمعیت آن 52800 تن است و دارای کلیسائی است که در آن آثار هنری بکار رفته و انجمن فلسفه و هیئت موسیقی، و پاره ای از آثار باستانی مربوط بزمان رومیان و حمامهای معدنی بسیار مشهور دارد. (قاموس الاعلام ترکی ج 2). توضیح بیشتر ...
  • بات. (اِخ) نام شهر و بندری در ممالک متحده ٔ آمریکای شمالی است در جمهوری مِین، بر نهر کنبک، دارای 14700 تن نفوس و مرکز ساختن کشتی های جنگی است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بات در فرهنگ عمید

  • برنده،

    قاطع، قطعی،

    لاغر،
فرهنگ فارسی هوشیار

بات در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ برنده، لاغر، گول (احمق)، بی برگشت
فرهنگ فارسی آزاد

بات در فرهنگ فارسی آزاد

  • باتّ، قاطع، برنده، (قطعی و بدون تردید)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید