معنی انزجار

انزجار
معادل ابجد

انزجار در معادل ابجد

انزجار
  • 262
حل جدول

انزجار در حل جدول

  • تنفر، دوری کردن، نفرت، بیزاری
  • فیلمی از رومن پولانسکی
مترادف و متضاد زبان فارسی

انزجار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اشمئزاز، اکراه، بیزاری، تنافر، تنفر، نفرت، وازدگی
فرهنگ معین

انزجار در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) دوری کردن، رمیدن، بیزار بودن، 3- (اِمص. ) رمیدگی، نفرت. [خوانش: (اِ ز ِ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

انزجار در لغت نامه دهخدا

  • انزجار. [اِ زِ] (ع مص) بازایستادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). منع شدن ونهی شدن. (از اقرب الموارد). بازده شدن. (تاج المصادر بیهقی). وازده شدن. (مصادر زوزنی). || (اِمص) کراهت و نفرت و عدم رغبت و میل. (ناظم الاطباء). تنفر. اکراه. (یادداشت مؤلف). در باب املای این کلمه اختلاف است، بعضی انضجار را صحیح دانسته اند مأخوذ از ضجرت و ضجرقلق و اضطراب و اندوهناکی. عده ای دیگر گویند «انضجار» در عربی نیامده و انزجار، در لغت عرب به معنی بازایستادن و قبول نهی کردن است، مطاوع «زجر» به معنی منع و نهی و بازداشتن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

انزجار در فرهنگ عمید

  • اظهار نفرت و بیزاری کردن، نفرت، بیزاری،
فارسی به انگلیسی

انزجار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

انزجار در فارسی به عربی

  • اشمیزاز، غثیان، کراهیه، مقه، إِحْجام
فرهنگ فارسی هوشیار

انزجار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • باز ایستادن، منع شدن، نهی شدن، وازده شدن، تنفر، اکراه
فرهنگ فارسی آزاد

انزجار در فرهنگ فارسی آزاد

  • اِنْزِجار، امتناع ورزیدن، خودداری کردن، قبول نهی و منع نمودن، در فارسی: بیزار بودن و نفرت داشتن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

انزجار در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

انزجار در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید