معنی انبره

انبره
معادل ابجد

انبره در معادل ابجد

انبره
  • 258
حل جدول

انبره در حل جدول

فرهنگ معین

انبره در فرهنگ معین

  • هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته مخصوصاً، اسب و شتر آبکش. [خوانش: (اَ بُ رِ) (ص. اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

انبره در لغت نامه دهخدا

  • انبره. [اَم ْ ب ُ رَ / رِ] (اِ) آلتی است که آهن گرم و طلا و مس تفته را بدان گیرند. (آنندراج). انبر. (ناظم الاطباء). بهندی سنداسی گویند. (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • انبره. [اَم ْ ب ُ رَ / رِ] (ص، اِ) هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته را خصوصاً. (برهان قاطع) (فرهنگ فارسی معین). شتران باشند که موی ایشان افتاده بود. (صحاح الفرس). اشتری که از بس بار کشیدن مویش ریخته باشد. (شرفنامه ٔ منیری) (مؤید الفضلاء):
    بر کنار جوی بینم رسته ٔ بادام و سیب
    راست پنداری قطار اشترانند انبره.
    غواص.
    || اسب و شتر آبکش. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). شتر آبکش. (شرفنامه ٔ منیری) (مؤید الفضلاء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

انبره در فرهنگ عمید

  • حیوان موی‌ریخته،
    شتری که پشم‌هایش ریخته شده،
    اسب و شتر آبکش: بر کنار جوی بینم رستهٴ بادام و سیب / راست پنداری قطار اشترانند انبره (غواص: شاعران بی‌دیوان: ۳۲۶)،. توضیح بیشتر ...
  • انبر
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید