معنی افشره

افشره
معادل ابجد

افشره در معادل ابجد

افشره
  • 586
حل جدول

افشره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

افشره در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

افشره در فرهنگ معین

  • (اَ شُ رِ) (اِ.) آب میوه.
لغت نامه دهخدا

افشره در لغت نامه دهخدا

  • افشره. [اَ ش ُ رَ / رِ] (ن مف، اِ) هرچیز که آن را افشرده باشند و بعربی عصاره گویند. (برهان). شیره ٔهر چیز که افشرده باشند و بعربی عصاره گویند. (فرهنگ مجمعالفرس). فشرده شده که در عربی عصاره گویند. (فرهنگ شعوری). عصاره. (تفلیسی). عصیر و عصاره ٔ مایعی که بواسطه ٔ عصر و فشار از میوه جات و نباتات گیرند. (ناظم الاطباء). فشرده. چیز فشرده مانند آبلیمو. آب که بفشردن از میوه گیرند. آبی که از فشردن یا کوفتن میوه ها حاصل کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

افشره در فرهنگ عمید

  • آب میوه که آن را با فشار گرفته باشند، عصاره،
فارسی به انگلیسی

افشره در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

افشره در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

افشره در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه